تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
فيقدّم عليه : ضمير نايب فاعلى در « يقدّم » به مخصّص منفصل و در « عليه » به عامّ برمىگردد . من باب انّه قرينة عليه : ضمير در « انّه » به مخصّص منفصل و در « عليه » به عامّ برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

603 - تخصيص و مخصّص بر چند قسم بوده « 1 » و قسم اوّل آن چگونه ، چه نام داشته و مفيد چه بوده و چه چيزى ملحق به قسم اوّل مىشود ؟ ( ان تخصيص العامّ . . . فى بيان مراده ) ج : مىفرمايد : تخصيص زدن عامّ به دو نحو است : قسم اوّل : آنكه مخصّص عامّ در همان كلامى كه عامّ در آن ذكر شده ، آورده شود . مثل قول ما كه بگوييم : « اشهد ان لا إله الّا اللّه » . اين قسم از مخصّص را مخصّص متّصل گويند . مخصّص متّصل قرينه است بر اينكه مولى از عامّ ، ارادهء خصوص داشته است . « 2 » ملحق به مخصّص متّصل مىشود ، قرينهء حاليّه‌اى كه كلام ، همراه با آن بوده و دلالت بر ارادهء خصوص از عامّ داشته « 3 » به‌گونه‌اى كه متكلّم و مولى مىتواند براى بيان مقصودش كه
هامش
( 1 ) - مخصّص در تقسيم اوّلى به دو قسم مىباشد : الف : مخصّص لفظى ب : مخصّص لبّى و مقصود در اينجا مخصّص لفظى است . ( 2 ) - مثل آنكه مولى بفرمايد : « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » عبارت « الّا الفسّاق منهم » قرينه بر ارادهء جدّى مولى از « العلماء » بوده مبنى بر اينكه مولى ارادهء خصوص علماى عدول را نموده و علماى فاسق از « وجوب اكرام » خارج بوده و مولى آنان را اراده نكرده است . ( 3 ) - مثلا در مجلسى سخن از علماى فاسق به ميان آمده و مولى به شدّت آنان را مذمّت كرده است و