خصوص بوده برآن تكيه كند . « 1 »
604 - قسم دوّم از تخصيص و مخصّص چگونه و چه نام داشته و مفيد چيست ؟ ( 2 - الّا يقترن . . . من العموم كالاوّل )
ج : مىفرمايد : قسم دوّم تخصيص ، آن است كه مخصّص عامّ در همان كلامى كه عامّ در آن آمده است ، وجود نداشته باشد بلكه در يك كلام مستقلّ ديگرى يا قبل از عامّ آورده شده باشد يا بعد از آن آورده شود . اين قسم از مخصّص را مخصّص منفصل مىنامند و همچون مخصّص متّصل ، قرينه است بر اينكه مولى از عامّ ، ارادهء خصوص داشته و افراد خاصّ از مراد و مقصود مولى از عامّ خارج مىباشد . « 2 »
605 - مشتركات ( ما به الاشتراك ) و مفترقات ( ما به الامتياز ) مخصّص منفصل با مخصّص متّصل چيست ؟ ( فاذن لا فرق . . . او النّص على الظّاهر )
ج : مىفرمايد : الف : ما به الاشتراك اين دو در اين است كه هر دو ، قرينهء بر مراد و مقصود مولى از عامّ مىباشند . يعنى هر دو كاشف از ارادهء جدّى مولى از عامّ بوده و از اين جهت
هامش
بعد از آن مجلس در مجلس ديگرى مىفرمايد : « اكرم العلماء » قرينهء حاليه يعنى حال مولى و شدت تنفّر او از علماى فاسق ، قرينه و در حكم مخصّص متّصل براى كلامش بوده مبنى بر ارادهء علماى عادل . چنان كه وصف نيز مثل « اكرم كلّ عالم عادل » نيز جزء مخصّص متّصل مىباشد .
( 1 ) - يعنى هم مولى مىتواند آن را دليل بر عليه مخاطب قرار دهد اگر او علماى فاسق را اكرام كرد و هم مخاطب مىتواند آن را دليل بر له خودش نسبت به اكرام نكردن علماى فاسق قرار دهد .
( 2 ) - مثلا مولى فرموده است : « اكرم العلماء » و در كلام ديگرى كه قبل از اين كلام و يا زمانى بعد از صدور اين كلام بوده فرموده است : « لا تكرم الفسّاق من العلماء » ، دليل دوّم كه مخصّص منفصل نام دارد ، قرينه است بر اينكه مقصود مولى از « اكرم العلماء » كه شامل علماى عادل و فاسق مىشده ، وجوب اكرام علماى غير فاسق كه افراد خاصّ بوده مىباشد .