عرفا كلام به پايان برسد و متكلّم آن را ادامه ندهد بهگونهاى كه عرفا جايى براى گمان اينكه كلام ادامه خواهد داشت و ممكن است چيزى گفته شود كه قرينه براى انصراف كلام از اين ظهور ابتدائيش باشد باقى نماند . بنابراين ، تا كلام قطع نشده و ادامه دارد ، ظهورش معلّق و پادرهوا مىباشد ، ولى وقتى كلام ، قطع شد بدون اينكه قرينهاى بر خلاف ظهور اوّلىاش آورده شود ، اين ظهور براى كلام منعقد مىشود . « 1 » امّا اگر كلام قطع نشد و با آن قرينهاى آورده شود ، قرينهء يادشده موجب انعقاد كلام بر ظهور دوّم مبتنى بر قرينه خواهد شد . « 2 » بنابراين ، اگر قرينه ، مجمل باشد يا چيزى در كلام باشد كه احتمال داده مىشود قرينهء براى كلام بوده ، موجب مىشود هيچ ظهورى ، نه ظهور اوّل و نه ظهور ديگرى براى كلام منعقد نشود . « 3 »
اين بيان به نحو كلّى در هر كلامى صادق بوده و مقام ما نيز از اين باب است . زيرا مخصّص همانطور كه گفتيم ، از قبيل قرينهء صارفه مىباشد . بنابراين ، عامّ ابتداء ظهورى ابتدائى و بدوى در عموم پيدا مىكند ولى اين عموم ، معلّق و پادرهوا بوده تا كلام به انتها ، برسد . حال اگر كلام به انتها رسيد و چيزى كه بتواند مخصّص اين عموم باشد به كلام
هامش
( 1 ) - يعنى تا متكلّم و مولى بفرمايد : « اكرم العلماء » اين جمله ظهور استعمالى و يا ارادهء استعمالى در وجوب اكرام همهء علماء اعمّ از عادل و فاسق پيدا مىكند ولى ظهور تصديقى جدّى يا ارادهء جدّى كلام ، متزلزل و قابل تغيير است .
( 2 ) - مثلا به دنبال « اكرم العلماء » فرمود : « الّا الفسّاق منهم » ارادهء جدى در علماء عدول خواهد بود و ظهور تصديقى جدّى ، عبارت از علماى عدول مىباشد .
( 3 ) - زيرا قرينه ، كاشف از ارادهء جدّى مولى مىباشد و وقتى قرينه مجمل باشد مثلا معلوم نباشد مقصود مولى از « زيد » در « اكرم العلماء الّا زيدا » آيا زيد بن بكر يا زيد بن عمر بوده ارادهء از عامّ نيز مجمل مىشود .