حكم « 1 » يا همهء مكلّفين . « 2 »
584 - مقصود از خاصّ چيست ؟ ( و القصد من الخاصّ . . . على ذلك )
ج : مىفرمايد : مقصود از خاصّ ، حكمى است كه فقط شامل بعضى از افراد موضوع حكم يا بعضى از متعلّقات حكم يا بعضى از مكلّفين مىشود . يا خاصّ عبارت از لفظى است كه دلالت بر بعضى از افراد موضوع حكم يا متعلّق يا مكلّفين مىكند . « 3 »
585 - تخصيص به چه معناست ؟ ( و التّخصيص . . . لو لا التّخصيص )
ج : مىفرمايد : عبارت از خارج كردن بعضى از افراد عامّ از شمول حكم بوده بعد از آنكه لفظ عامّ با قطع نظر از تخصيص ، شامل آن بعض مىشده است . « 4 »
586 - تخصّص به چه معناست ؟ ( و التّخصّص . . . للحكم )
هامش
( 1 ) - مثلا در « اكرم العلماء » حكم ( وجوب اكرام ) شامل همهء افراد متعلّق حكم مىشود . متعلّق حكم عبارت از « علماء » بوده و همهء افراد علماء اعمّ از عالم نحوى و غير نحوى ، عالم دين و عالم غير دين و هر فردى از عامّ مشمول وجوب اكرام مىباشد .
( 2 ) - مثلا در « اكرم العلماء » امتثال وجوب اكرام يعنى حكم بر همهء افراد مكلّفين لازم است . مثلا در « اكرم العلماء العدول » وجوب اكرام ، شامل همهء علماء نبوده بلكه شامل بعضى از فراد موضوع يعنى علماى عادل مىباشد .
( 3 ) - مثلا وجوب جهاد يا وجوب نماز جمعه ، بر بعضى از مكلّفين يعنى مردان تعلّق گرفته است .
بنابراين ، امتثالش از طرف مكلّفين مرد واجب است و نه زنان .
( 4 ) - يعنى موضوعا داخل است ولى حكما خارج مىشود . مثلا در « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » علماى فاسق ، داخل در موضوع يعنى « العلماء » بوده ولى از دايرهء حكم يعنى وجوب اكرام خارج مىشوند . بنابراين ، تخصيص ، خروج حكمى است بعد از داخل بودن موضوعى .