يعنى غير مشخّص و غير معيّن در فرد خاصّ يا همهء افراد ، موضوع و متعلّق حكم قرار گيرد . به عبارت ديگر ، حكم در واقع براى يك فرد به نحو غير معيّن بوده و موضوع ، عبارت از يك فرد غير معيّن به نحو على البدل مىباشد . بنابراين ، اگر يك نفر ، مورد امتثال قرار گيرد ، امتثال صورت گرفته و تكليف ساقط مىشود . مثل « اعتق ايّة رقبة شئت » هر بندهاى را مىخواهى آزاد كن . « 1 »
591 - اشكالى كه بر عامّ بدلى وارد شده چيست ؟ ( فان قال قائل . . . فردا واحدا فقط )
ج : مىفرمايد : قائل و مستشكل « 2 » مىگويد ؛ ناميدن قسم سوّم يعنى عامّ بدلى را از اقسام عامّ ، به نحو مسامحهاى است . زيرا فرض آن است ؛ متعلّق حكم و موضوع حكم فقط يك فرد است و يك فرد ، صلاحيّت فراگيرى و شمول را كه معناى عامّ بوده ندارد ، بلكه بين يك فرد با جميع تضادّ مىباشد .
592 - جواب مصنّف به اشكال وارد شده بر عامّ بدلى چيست ؟ ( نقول فى جوابه . . .
موضوعا للحكم )
ج : مىفرمايد : معناى عموم در عامّ بدلى ، عموم بدلى است ، به عبارت ديگر ، عموم در عامّ بدلى يعنى شمول و فراگيرى به نحو على البدل بوده بهگونهاى كه بتوان انگشت روى هريك از افراد عامّ گذاشت و گفت ؛ اين فرد ، متعلّق و موضوع حكم است . مثلا در مثال « اعتق ايّة رقبة شئت » كلمهء « ايّة رقبه » شامل همهء افراد رقبه شده و انگشت روى هر فرد گذاشته شود ، آن فرد ، متعلّق و موضوع حكم مىباشد .
هامش
( 1 ) - بنابراين اين اگر يك بنده با هر خصوصيّاتى كه دارد ، آزاد شود ، امتثال صورت گرفته است . زيرا غرض مولى اكرام عامّ ولى به نحو على البدل بوده كه با اكرام يك نفر نيز حاصل شده و مسقط امر مولى مىباشد .
( 2 ) - محقق نائينى در « فوائد الاصول 2 / 514 »