تنافى العموم : ضمير در « تنافى » به بدليّت برمىگردد .
او موضوعه ليس : ضمير در « موضوعه » به حكم و ضمير در « ليس » به متعلّق حكم يا موضوع حكم برمىگردد .
فى جوابه . . . معناه : ضمير در « جوابه » به قائل و در « معناه » به عموم برمىگردد .
لان يكون الخ : ضمير در « يكون » به « كلّ فرد » برمىگردد .
بمقتضى الاطلاق : يعنى به واسطهء مقدّمات حكمت .
فهو يدخل : ضمير « هو » و ضمير در « يدخل » به عموم برمىگردد .
لا حواله و افراده اذا كان : ضمير در « لا حواله » و « افراده » به متعلّق حكم و در « كان » به عموم برمىگردد .
فهو على الاكثر : ضمير « هو » به عموم برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
582 - عامّ و خاصّ از چه نوع مفاهيمى بوده و چگونه تعريف مىشوند ؟ ( العامّ و الخاصّ . . بالتّعاريف الحقيقيّة )
ج : مىفرمايد : عامّ و خاصّ از مفاهيم روشن و بديهى هستند كه احتياجى به تعريف ندارند « 1 » مگر تعريف لفظى تا آنكه معنايشان را به ذهن نزديكتر كرد . بنابراين ، جايى
هامش
( 1 ) - چنان كه صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 331 » مىفرمايد : معناى عموم در اذهان اهل عرف بسيار روشنتر از اذهان اهل اصطلاح مىباشد ، چنان كه مصاديق آن روشنتر است . مثلا عرف علاوه