براى تعريفشان به تعريف حقيقى و ماهوى نيست . « 1 »
583 - مقصود و مراد از عامّ چه بوده و چرا بر حكم نيز اطلاق لفظ عامّ مىشود ؟ ( و القصد من العامّ . . . او المكلّف )
ج : مىفرمايد : مقصود از عامّ ، « 2 » لفظى است كه معنا و مفهومش ، شامل شود همهء افرادى را كه اين عنوان مىتواند برآن افراد تطبيق كند در حكمى كه براى آن افراد ثابت شده است . گاهى به خود حكم نيز اطلاق عامّ مىشود و گفته مىشود : « حكم ، عامّ است » به اعتبار شمول و فراگير بودن اين حكم نسبت به همهء افراد موضوع « 3 » يا همهء متعلّقهاى
هامش
بر معناى عموم مىداند ؛ لفظ « كلّ » ، « جمع محلّاى به الف و لام » ، و « نكره در سياق نفى » از الفاظ عموم بوده ، چنان كه مىداند ؛ مفرد معرّف به الف و لام جنس ، « مفرد مضاف » و مانند آن از مصاديق و الفاظ عموم نمىباشد .
( 1 ) - يعنى اين تعريفها ، شرح الاسمى و شرح اللّفظى بوده و در صدد توضيح اجمالى لفظ و معناست و نه در صدد تعريف حقيقى لفظ كه متشكل از جنس و فصل يا جنس و عرض خاصّه بوده ، تا مورد نقض و ابرام نسبت به جامع افراد نبودن يا مانع اغيار نبودن واقع شود .
( 2 ) - در « معراج الاصول 1 / 81 » ، « زبدة الاصول / 95 » و « المستصفى 2 / 32 » تعاريف مختلفى براى عامّ شده ، چنان كه صاحب فصول به نقل از ديگران آن را چنين تعريف مىكند : « العامّ هو اللّفظ المستغرق لما يصلح له » عامّ عبارت است از لفظى كه شامل مىشود آنچه ( افرادى ) را كه براى آنان صلاحيّت دارد . تعريف مصنّف نيز نزديك به همين تعريف است .
( 3 ) - مثلا در « كلّ شىء طاهر » گفته مىشود ؛ حكم ، عامّ است . يعنى شامل همهء افراد موضوع كه شىء بوده مىشود . بنابراين ، آب ، سنگ ، ديوار و غيره كه از مصاديق شىء بوده ، مشمول اين حكم خواهد بود .