تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ترجمه :

[ بقيه ادات حصر ]

2 - « انّما » و آن ( انّما ) ادات حصر است ، مثل كلمهء « الّا » پس وقتى استعمال شود ( انّما ) در حصر حكم در موضوعى معيّن ، دلالت مىكند ( انّما ) به ملازمهء بيّن بر انتفاء آن ( حكم ) از غير اين موضوع ، و اين ( دلالت انّما بر انتفاء حكم ) روشن است . 3 - « بل » و آن ( بل ) براى اضراب است ، و استعمال مىشود ( بل ) در سه وجه : اوّل : براى دلالت كردن بر اينكه مضرب عنه ، واقع شده است ( مضرب عنه ) از غفلت يا بر نحو غلط ، و دلالتى نيست براى آن ( بل ) در اين هنگام ( اضراب از روى غفلت يا غلط ) بر حصر و اين ( دلالت نداشتن بر حصر ) روشن است . و دوّم : براى دلالت كردن بر تاكيد مضرب عنه و تثبيت آن ( مضرب عنه ) است ، مانند « زيد عالم است بلكه شاعر است » . و دلالتى نيست براى آن ( بل ) در اين هنگام ( تاكيدى بودن اضراب ) همچنين بر حصر . سوّم : براى دلالت كردن بر ردع و ابطال آنچه ( مطلبى ) كه ثابت شده است ( مطلب ) در اوّل ، مانند ( يا مىگويند پيامبر جن‌زده است بلكه آمده است براى ايشان به حقّ ) ، پس دلالت مىكند ( بل ) بر حصر ، پس مىباشد براى آن ( بل ) مفهوم . و اين آيهء كريمه ، دلالت مىكند ( آيهء كريمه ) بر منتفى بودن مجىء او ( پيامبر ( ص ) ) به غير حقّ . 4 - و در اينجا ( حصر ) هيئت‌هايى هستند غير از ادوات كه دلالت مىكنند ( هيئتها ) بر حصر ، مثل مقدّم شدن مفعول ، مانند « ايّاك نعبد و ايّاك نستعين » و مثل تعريف مسند اليه به الف و لام جنس به همراه مقدّم شدن آن ( مسند اليه ) ، مانند « عالم ، محمّد است » و « همانا حرف ، حرفى است كه خدام بگويد » و مانند اين‌ها از آنچه ( هيئت‌هايى ) كه آن ( هيئتها ) مفصّل است در علم بلاغت .