550 - اگر در موردى شكّ شود : آيا كلمهء « الّا » وصفيه يا استثنائيه بوده ، چه بايد كرد و در ضمن يك مثال ، نتيجهء مترتّب برآن چيست ؟ ( فرع : لو شككنا . . . بانّها ليست بدرهم )
ج : مىفرمايد : اگر در موردى شكّ شود كه آيا « الّا » استثنائيّه بوده يا وصفيّه ، « 1 » مثل اينكه شخص مقرّ چنين بگويد : « ليس فى ذمّتى لزيد عشرة دراهم الّا درهم » در اينجا چون كلمهء « الّا » هم مىتواند وصفيّه و هم مىتواند استثنائيّه باشد ، « 2 » اصل ، آن است ؛ كلمهء « الّا » استثنائيّه باشد . « 3 » بنابراين ، آنچه كه بر ذمّهء مقرّ اثبات مىشود ، عبارت از يك درهم بوده ، علاوه آنكه چيز ديگرى غير از يك درهم بر ذمّهء او نمىباشد . « 4 » ولى اگر « الّا » وصفيّه باشد در اين صورت هيچچيزى بر ذمّهء مقرّ نخواهد بود . زيرا معناى كلام چنين است : « نيست بر ذمّهء من ده درهم كه غير از يك درهم است » .
هامش
( 1 ) - يعنى در بعضى از موارد بر اساس قواعد ادبى ، مشخّص است « الّا » استثنائيه بوده مثل « الّا » در كلام تامّ موجب و يا « وصفيّه » است مثل مثال قبلى ، ولى در بعضى موارد ، كلمهء الّا به حسب قواعد ادبى مىتواند هم وصفيّه و هم استثنائيّه باشد . در اين صورت است كه بحث مىشود اصل ، مقتضى چيست ؟
( 2 ) - زيرا بر اساس قواعد ادبى ، اعراب مستثنا در كلام تامّ غير موجب ، هم مىتواند منصوب و هم مىتواند مرفوع بنا بر بدليّت از قبلش باشد . كلمهء « درهم » نيز مرفوع مىباشد ولى رفعش هم مىتواند بنا بر مستثنا بودن باشد تا « الّا » استثنائيه باشد و هم مىتواند بنا بر وصفيّه بودن باشد و رفعش به واسطهء تبعيّت از موصوف يعنى « عشرة دراهم » باشد .
( 3 ) - زيرا متبادر از كلمهء « الّا » در عرف اهل لغت و لسان عرب ، عبارت از استثنائيّه بودن و اختصاص حكم به مستثنى منه و اثبات نقيض حكم براى مستثنا مىباشد .
( 4 ) - زيرا گفته شد ؛ الّاى استثنائيّه ، مفيد مفهوم مىباشد .