تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مستثنى منه براى مستثنا مىباشد . « 1 » از آنجا كه اين لزوم به نحو بيّن به معنى الاخصّ بوده ، بعضى از اصوليّون گمان كرده‌اند « 2 » ؛ اين مفهوم يعنى استثناى حكم مستثنى منه از مستثنا و ثبوت نقيض حكم مستثنى منه براى مستثنا به دلالت منطوقى كلام مىباشد و نه دلالت مفهومى . 549 - كيفيت استعمال ادات حصر بعد از نفى چگونه مىباشد ؟ ( و امّا اداة الحصر . . . من نوع الاستثنائيّة ) ج : مىفرمايد : امّا ادات حصر بعد از نفى مثل « لا صلاة الّا بطهور « 3 » » در حقيقت از نوع استثناء مىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) - لزوم بيّن به معنى الاخصّ آن است كه از تصوّر ملزوم ، تصوّر لازم بدون هيچ واسطه‌اى به ذهن خطور كند . به عبارت ديگر ، عقل با تصوّر ملزوم ، بدون نياز به واسطه‌اى ، منتقل به تصوّر لازم مىشود . در اينجا نيز عقل با تصوّر حرمت تصرّف در اموال يكديگر از روى باطل ، منتقل مىشود به تصوّر و حكم به حليّت تصرّف در اموال يكديگر از باب تجارت عن تراض . ( 2 ) - ظاهرا مقصودشان ، صاحب كفايه بوده كه در « كفاية الاصول 1 / 328 » فرموده‌اند : دلالت استثناء بر مفهوم و اثبات نقيض حكم مستثنى منه براى مستثنا به دلالت منطوقى مىباشد . ولى بايد توجه داشت صاحب كفايه آن را معلّل مىكند به اينكه دلالت استثناء بر مفهوم و اثبات نقيض حكم مستثنى منه براى مستثنا اگر به واسطهء هيئت تركيبيّهء جمله باشد ، دلالت استثنا بر حكم مستثنا به دلالت التزامى و از باب مفهوم بوده و اگر به واسطهء ادات استثناء باشد به دلالت منطوقى خواهد بود . سپس بر خلاف مشهور ، معتقدند ، دلالت استثناء بر اثبات حكم مستثنا به واسطهء ادات استثناء و از باب منطوق خواهد بود . ( 3 ) - يعنى در مواردى است كه كلمهء « الّا » بعد از « لاى » نفى جنس واقع شود . مثالهاى ديگر مثل « لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب » يا « لا صلاة لجار المسجد الّا فى المسجد » . ( 4 ) - يعنى كلمهء « الّا » درهرصورت به معناى استثناء مىباشد . البتّه « ابو حنيفه چنانچه در كتاب « الاحكام آمدى 2 / 308 » آمده است ؛ به حديث « لا صلاة الّا بطهور » استدلال نموده براى ردّ دلالت استثناء بر مفهوم كه صاحب كفايه آن را در « كفاية الاصول 3261 / » مطرح نموده و جواب داده است .