تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
ج : مىفرمايد : مثلا شخصى در محكمه ، اقرار به قرض و بدهكارىاش كرده و مىگويد : « فى ذمّتى عشرة دراهم الّا درهم » و كلمهء « الّا درهم » را وصف قرار داده و كلمهء « درهم » را مرفوع مىخواند . در اين صورت ، آنچه بر ذمّهء او خواهد بود عبارت از تمام ده درهمى است كه موصوف است به اينكه يك درهم نبوده و نمىتوان آن را استثنائيّه قرار داد چرا كه كلمهء « درهم » منصوب نمىباشد . « 1 » بنابراين ، مفهومى براى كلام نبوده و دلالت نمىكند كه غير از اين ده درهم ، چيز ديگرى بر ذمّه او نبوده و چيز ديگرى بدهكار به زيد نمىباشد . « 2 » 548 - كيفيّت استعمال « الّاى » استثنائيه چگونه بوده و آيا داراى مفهوم مىباشد ؟ ( و امّا « الّا » الاستثنائيّة . . . من باب المنطوق ) ج : مىفرمايد : شكّى نيست در مفهوم داشتن « الّاى » استثنائيّه كه عبارت است از منتفى بودن حكم مستثنى منه از مستثنا . زيرا كلمهء « الّاى » استثنائيّه براى اخراج يعنى استثناء ، وضع شده « 3 » و لازمهء بيّن به معنى الاخصّ اين اخراج عبارت از ثبوت نقيض حكم
هامش
( 1 ) - از مواردى كه كلمهء « الّا » وصفيه مىباشد ، در جايى است كه استثناء در كلام ، استثناى تامّ و مثبت بوده ولى مستثنا به رفع خوانده شود . زيرا اعراب مستثنا در كلام تامّ و مثبت ، نصب است . بنابراين ، معناى كلام چنين است : « من ده درهم كه غير از يك درهم بوده به زيد بدهكارم » . در « الّاى » وصفيّه مىتوان آن را از كلام حذف كرد و خللى در معناى آن به وجود نيايد . بنابراين ، اگر گفته شود : « فى ذمّتى عشرة دراهم » باز از نظر معنا و اقرار به بدهكارى ، فرقى پيدا نمىكند . ( 2 ) - زيرا اثبات شىء ، نفى ما عدا نمىكند . آرى اگر مفهوم داشت ، معنايش اين بود كه بدهكارى من ، مختص به ده درهم مىباشد و نه چيز ديگرى . ( 3 ) - بنابراين ، منطوق آيهء شريفهء« لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ »عبارت از حرمت تصرّف در اموال يكديگر بوده وقتى از روى باطل يعنى با تجارت از روى تراضى نباشد و مفهومش آن است كه تصرّف در اموال يكديگر حلال است وقتى كه از روى باطل نبوده ، بلكه از باب تجارت از روى تراضى باشد . اين مفهوم ، لازمهء عقلى منطوق كلام بوده كه لزومش نيز بيّن به معنى الاخصّ مىباشد .