تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
رسول » و ، انّما انت منذر » . « 1 » ولى اين معنا از حصر ، مورد نظر در بحث مفاهيم از اصول نمىباشد . 543 - معناى دوّم حصر چه بوده و آيا مقصود از مفهوم حصر در بحث اصول ، همين معناى دوّم مىباشد ؟ ( ما يعمّ القصر . . . هذا المعنى الثّانى ) ج : مىفرمايد : معناى دوّم حصر ، عبارت از معنايى است كه شامل قصر و استثناء شده ولى اصطلاحا به آن قصر گفته نمىشود مثل « فشربوا منه الّا قليلا » و مقصود از حصر در بحث
هامش
( 1 ) - حصر به معنى الاخصّ يعنى قصر كه در لغت به معناى « حبس » و در اصطلاح علم بلاغت ، عبارت از تخصيص چيزى به چيزى به طريق مخصوص يعنى عبارت مخصوص كه در قالب سلب و ايجاب بوده مىباشد . قصر يا حصر به اصطلاح بلاغى در تقسيم اوليّه به دو قسم است : الف - حصر صفت در موصوف ب : حصر موصوف در صفت . هركدام نيز بر دو قسم مىباشد . 1 - حصر حقيقى 2 - حصر اضافى . الف : حصر موصوف در صفت ( حقيقى ) : در مقام اثبات و خارجا محال است . زيرا هر ذات و موصوفى داراى صفات متعدّدى بوده و ممكن نيست مخصوص و منحصر در يك صفت باشد . ب : حصر موصوف در صفت ( اضافى ) : مثل « ما محمّد الّا رسول » . اين حصر و تخصيص ، نسبت به اعتقاد و نظر مخاطب است . يعنى مخاطب داراى دو نظر در مورد كسى بوده ولى يكى از آنها غلط يا مورد قبول متكلّم نمىباشد . مثل اعتقادى كه گروهى از مؤمنين داشتند به اينكه پيامبر هم رسول است و هم مخلّد و جاودانه بوده و هرگز نمىميرد . بنابراين حصر در اينجا در مقابل اعتقاد باطل بوده و گفته مىشود : محمّد ( ص ) فقط رسول است در مقابل جاودانه بودن . بنابراين معنايش اين نيست كه منذر نباشد . ج : حصر صفت در موصوف ( حقيقى ) : مثل « لا سيف الّا ذو الفقار و لا فتى الّا علىّ » يعنى سيف بودن مختص به ذو الفقار بوده و نه غير و جوانمردى منحصر به على ( ع ) مىباشد و نه غير . د : حصر صفت در موصوف « اضافى » : مانند حصر موصوف در صفت اضافى نسبت به اعتقاد مخاطبين مىباشد . مثل « ما مجتهد الّا زيد » كه در مقابل افرادى كه فكر مىكنند زيد ، مجتهد نيست گفته مىشود و معنايش اين نيست كه ديگرى مجتهد نمىباشد يا زيد غير از اجتهاد ، صفت ديگرى ندارد .