تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
537 - آيا مقصود از كلمهء « حتّى » كه در قول به تفصيل آورده شد كه غايت بعد از كلمهء « حتّى » داخل در حكم مغيّا بوده ، كدام حتّى مىباشد آيا شامل حتى عاطفه نيز مىشود ، چرا ؟ ( ثمّ انّ المقصود . . . حتّى آدم ) ج : مىفرمايد : مقصود از كلمهء « حتّى » كه تفصيل برآن واقع شده ، عبارت از « حتّى » جارّه مىباشد و نه « حتّى » عاطفه ، اگرچه شكّى نيست كه ما بعد « حتّى » داخل در حكم ما قبل « حتّى » مىباشد ، چرا كه داخل بودن ما بعد حرف عطف در حكم ما قبل از حرف عطف ، معناى عطف مىباشد . بنابراين ، وقتى گفته شود : « مات الناس حتّى الانبياء » معنايش اين است كه انبياء نيز همانند مردم از دنيا مىروند . يعنى « حتّى » عاطفه علاوه بر اينكه مفيد معناى عطف بوده ، مفيد اين معنا نيز مىباشد كه ما بعدش در حكم مغيّا ، فرد برتر است از مغيّا در قوّت و ضعف . بلكه گاهى ما بعد « حتّى » در حكم ، سابق‌تر از مغيّا مىباشد . مثل « از دنيا مىرود هر پدرى حتّى آدم ( ع ) » . « 1 »
هامش
( 1 ) - كلمه « حتّى » به دو معنا مىباشد : الف : جارّه ب : عاطفه . نزاع در داخل بودن غايت در مغيّا يا خارج بودنش وقتى است كه « حتّى » جاره باشد ولى اگر عاطفه باشد معناى عاطفه مثل كلمهء « واو » اشتراك ما بعد و ما قبل حرف عطف در حكم مىباشد ، مثل « جاء زيد و عمر » يعنى مجىء از هر دو صادر شده است . بنابراين ، در « حتّى » عاطفه جاى اين نزاع نبوده بلكه قطعى است كه ما بعدش داخل در حكم ما قبل بوده با خصوصيتى كه عبارت از بيان قوّت يا ضعف ما بعد حتّى در حكم ما قبل نسبت به مغيّا مىباشد . بنابراين ، در « مات النّاس حتّى الانبياء » مىخواهد بگويد : « انبياء » كه از حيث وجودى و شخصيتى و مقام و منزلت جايگاهشان بسيار رفيع و در مرحلهء اعلى مىباشند نيز از دنيا مىروند . يا در مقابل گفته مىشود : « زارك النّاس حتّى الحجّامون » مردم به ديدار تو آمده‌اند حتى دلاكها كه داراى موقعيت پايين اجتماعى مىباشند .