تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ظاهر ، آن است كه خود جملات غائيّه و صرف مقيّد بودنشان ظهورى در داخل بودن يا خارج بودن غايت از حكم مغيّا ندارد . بلكه بايد هريك از جملات غائيّه را بررسى كرده و با توجه به قرائن خاصّه‌اى كه در كلام بوده ، فهميد آيا داخل در حكم مغيّا و يا خارج از حكم مغيّا مىباشد . « 1 » 536 - آيا نزاع در داخل بودن غايت در حكم مغيّا يا خارج بودنش از حكم مغيّا درهرصورت جارى است ؟ ( نعم ، لا ينبغى . . . فى حكم الحلال ) ج : مىفرمايد : شكّى نيست كه اختلاف در داخل بودن غايت در حكم مغيّا يا خارج بودنش از حكم مغيّا وقتى است كه غايت ، قيد براى موضوع باشد « 2 » ، ولى اگر قيد براى حكم باشد ، سزاوار نيست و معقول نمىباشد جريان نزاع . بلكه شكّى نيست كه غايت داخل در حكم مغيّا نبوده بلكه خارج از آن مىباشد . زيرا معنايى ندارد براى داخل بودن معرفت و علم به حرام در حكم حلال . « 3 »
هامش
( 1 ) - ولى صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 326 » مىفرمايد : اظهر ، خروج غايت از حكم مغيّا مىباشد . ( 2 ) - يعنى وقتى غايت ، قيد موضوع باشد مىتوان اين نزاع را جارى كرد . زيرا در اين صورت ، موضوعى غير از حكم داريم . مثلا در « سر من البصرة الى الكوفة » حكمى داريم به نام وجوب و موضوع و مغيّايى داريم به نام سير از بصره به كوفه . حال معقول است گفته شود ؛ آيا خود كوفه نيز داخل در حكم يعنى وجوب سير مىباشد يا نه ؟ يعنى آيا وجوب سير ، شامل ورود به خود كوفه نيز مىشود يا نه ؟ ( 3 ) - زيرا در اينجا ، خود حكم ، موضوع و مغيّا مىباشد . بنابراين ، معقول نيست گفته شود ؛ آيا غايت ، داخل در حكم مغيّا يعنى داخل در حكم حكم مىباشد يا نه ؟ بلكه بايد گفته شود ؛ استمرار حليّت در « كلّ شىء حلال حتّى تعرف انّه حرام » بعد از علم به حرمت شىء آيا منقطع مىشود يا استمرار دارد . جا داشت مصنّف اين مطلب را بعد از جهت دوّم از بحث يعنى بعد از بيان قيد موضوع و يا قيد حكم بودن غايت مىآورد .