و ان كانت تدخل على الغاية ايضا : ضمير در « كانت » و « تدخل » به حتّى عاطفه برگشته و مقصود از « ايضا » همچون حتّاى جاره مىباشد .
دخول ما بعدها فى حكم ما قبلها : ضمير در « بعدها » و « قبلها » به حتّى عاطفه برمىگردد .
لانّ هذا هو معنى العطف : ضمير « هو » به « هذا » كه مشاراليهاش ، داخل بودن ما بعد در حكم ما قبل بوده برمىگردد .
فانّ معناه انّ الانبياء ماتوا ايضا : ضمير در « معناه » به « اين قول » برگشته و مقصود از « ايضا » همچون مردم مىباشد .
تفيد انّ الغاية هو الفرد الخ : ضمير در « تفيد » به حتّاى عاطفه و ضمير « هو » به غايت برگشته و مذكّر بودنش به اعتبار خبرش بوده و عبارت « انّ » با اسم و خبرش ، تأويل به مفرد رفته و مفعول براى « تفيد » مىباشد .
المعطوف بها : يعنى « الّذى يعطف بها » ضمير در « بها » به حتّى برمىگردد .
بل قد يكون هو الاسبق فى الحكم : ضمير « هو » به « معطوف بها » برگشته و كلمهء « الاسبق » خبر براى « يكون » مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
533 - بحث در جملات غائيّه از چند جهت مورد بحث اصوليّون مىباشد ؟ ( اذا ورد . . .
فيه من جهتين )
ج : مىفرمايد : وقتى كلامى وارد مىشود كه در آن ، مقيّد كردن به غايت مىباشد مثل « ثم أتمّوا الصّيام الى اللّيل » و مثل « كلّ شىء لك حلال حتّى تعرف انّه حرام بعينه » بين