3 ) قسم سوم از عبادات مكروهه بنابر قول به امتناع ولى در صورت ملازمهى آن عنوان با عبادت . علت عدم صحت تفسير و حمل در اين قسم همان است كه در قبل گفته شده ( اين مورد در متن كفايه ذكر نشده است ) .
اما در قسم دوم از عبادات مكروهه و همچنين قسم سوم بنابر امتناع و اتحاد عبادت با آن عنوان ، تفسير كراهت به اقليت ثواب و حمل نهى بر ارشاد به ساير افرادى كه اكثر ثوابا هستند صحيح است .
قوله : « كما انقدح . . . »
جواب از اجتماع وجوب و استحباب :
مقدمه : امر استحبابى گاهى به خود عبادت تعلق گرفته است . مثل اينكه امر استحبابى به خود صلوة در مستجد تعلق بگيرد . و گاهى به عنوانى تعلق گرفته كه آن عنوان ، اتحاد وجودى با عبادت دارد و يا خارجا ملازم با عبادت است . مثل اينكه امر استحبابى به كون در مسجد تعلّق بگيرد . با حفظ اين مقدمه ، از اجتماع وجوب و استحباب سه جواب داده شده است .
1 ) امر استحبابى ، ارشادى باشد ( ارشاد به افضليت اين فرد - صلوة در مسجد - نسبت به ساير افراد ) و در ضمن اسناد امر استحبابى به عبادت ، اسناد حقيقى باشد .
طبق اين جواب ، صلوة وجوب مولوى و استحباب ارشادى ( به همين معناى مذكور ) دارد كه جايز و از محل بحث « 1 » خارج است .
2 ) امر استحبابى ، مولوى اقتضايى باشد و در ضمن امر استحبابى به عبادت ، به نحو حقيقت باشد . طبق اين جواب ، صلوة وجوب فعلى و مصلحت استحباب را دارد ( نه استحباب فعلى ) كه جايز و از محل بحث خارج است .
3 ) امر استحبابى ، مولوى فعلى باشد و در ضمن اسناد امر استحبابى به عبادت ، اسناد مجازى باشد . مثل موردى كه استحباب حقيقة متعلّق به عنوانى است كه خارجا ملازم با عبادت است كه در اين مورد ، اسناد استحباب به عبادت مجازى
هامش
( 1 ) - در مسألهى اجتماع امر و نهى ، بحث در اجتماع دو حكمى است كه مولوى ، فعلى و حقيقى باشند .