سه صورت دارد :
1 ) بعضى از مشخصات ، شدت ملائمت و مناسبت با صلوة ندارند و غير ملائم هم نيستند ، مثل ويژگى بودن در خانه . در اينصورت صلوة ( كه به آن حدوسط گفته مىشود ) مشتمل بر مقدارى از مصلحت است .
2 ) بعضى از مشخصات ، شدت ملائمت و مناسبت با صلوة دارند ، مثل ويژگى بودن در مسجد . اين ويژگى سبب ازدياد مصلحت صلوة از حد متوسط مىشود .
3 ) بعضى از مشخصات ، ملائمت و مناسبت با صلوة ندارند ، مثل بودن در حمام كه مناسبت با معراجيت صلوة ندارند . اين ويژگى سبب كم شدن و انحطاط مصلحت صلوة از حدّ متوسط مىشود .
با حفظ اين نكته ، جواب دوم كه در حقيقت جواب چهارم محسوب مىشود عبارت است از :
صغرى : نهى از صلوة در حمام ، نهى ارشادى است ( ارشاد و راهنمايى به حصه و فردى از صلوة است كه نقصانى در آن نيست ) .
كبرى : نهى ارشادى ، اجتماعش با امر بلااشكال است .
نتيجه : پس نهى از صلوة ، اجتماعش با امر بلا اشكال است .
بنابراين قائلين به امكان اجتماع امر و نهى نمىتوانند با عبادات مكروههى قسم دوم امكان را اثبات كنند . چون در مسألهى اجتماع بحث در امكان و امتناع اجتماع دو حكم مولوى است .
نكته : « 1 »
بعضى معتقدند كه كراهت در عبادت به معناى اقليت ثواب است .
اشكال : اين تفسير باطل است .
دليل :
صغرى : اگر كراهت در عبادت به معناى اقلّ ثوابا باشد ، لازمهاش دو چيز است :
الف ) عبادتى كه ثوابش از عبادت ديگر كمتر است مكروه باشد ، مثل صوم نسبت به حج .
هامش
( 1 ) - اين نكته با عبارت « و ليكن هذا . . . » بيان شده است .