جواب دوم مصنف :
اين موارد از محل نزاع خارج است . چون نزاع در مسألهى اجتماع امر و نهى در جايى است كه امر به يك عنوان ( مثل صلوة ) و نهى به عنوان ديگرى ( مثل غصب ) تعلق گرفته ، و اين دو عنوان در مورد واحد ، اجتماع كردهاند ( صلوة در دار غصبى ) . ولى در عبادات مكروهه ، امر و نهى به شىء واحدى كه داراى عنوان واحد است تعلق گرفته است ( مثل نهى از صلوة در حمام كه در آن نفس صلوة در حمام ، متعلّق كراهت و وجوب است ) و در چنين مواردى حتى قائلين به امكان اجتماع نيز قائل به امتناع اجتماع هستند .
جواب سوم مصنف :
قائلين به امكان اجتماع در مواردى قائل به امكان هستند كه مندوحه باشد .
بنابراين در بعضى از موارد مذكوره مثل صوم يوم عاشوراء كه بدل ندارد ( صوم بقيهى ايام ، بدل از صوم يوم عاشوراء نيست ، بلكه خودش فى نفسه مستحب است ) قائل به امتناع هستند و لذا آنها نيز بايد جوابگوى اين موارد باشند . تأمل .
جواب چهارم مصنف :
« 1 » عبادات مكروهه سه قسم است :
1 ) عباداتى كه نهى كراهتى به خود عنوان عبادت تعلق گرفته است و اين عبادت ، بدل و جانشين هم ندارد . مثل صوم يوم عاشوراء . نهى كراهتى به عنوان صوم يوم عاشورا تعلق گرفته است و اين صوم بدل هم ندارد كه مكلّف اين را ترك و بدل از او صوم يوم ديگرى را انجام دهد . چون صوم يوم ديگر ، خودش بنفسه مستحب است . پس صوم يوم ديگر بدل صوم يوم عاشورا نيست و مثل نوافل عند طلوع الشمس و غروبها .
2 ) عباداتى كه نهى كراهتى به خود عنوان عبادت تعلق گرفته است ، ولى اين عبادت بدل و جانشين دارد مثل صلوة در حمام . نهى كراهتى به عنوان صلوة در حمام تعلق گرفته است ولى اين صلوة بدل دارد . مكلّف مىتواند نماز در حمام را ترك كند و بجاى آن نماز را در مكانى ديگر بجاى آورد .
3 ) عباداتى كه در لسان دليل ، نهى به خود عنوان عبادت تعلق گرفته است ولى از خارج معلوم است كه نهى به عنوان ديگرى تعلق گرفته كه آن عنوان ، اتحاد وجودى
هامش
( 1 ) - اين جواب بر خلاف سه جواب قبل ، جواب تفصيلى است .