ضمن كلى مىباشد .
با اين بيان روشن شد كه هردو صورت داخل در محل بحث است . از اين مطلب به اين نتيجه مىرسيم كه امور زير از محل نزاع در مسألهى اجتماع خارج مىباشند .
الف ) واحد بالجنس : واحد بالجنس به دو امر يا بيشتر گفته مىشود ( اعمّ از اينكه از نوع عمل و فعل باشند يا خير ) كه جنس آنها واحد است . مثلا الانسان و الفرس واحد بالجنس اى جنسهما واحد و السجود للّه و السجود للصنم واحد بالجنس اى جنسهما واحد و هو السجود .
واحد بالجنس با واحد جنسى تفاوت دارد . واحد جنسى به امر واحدى گفته مىشود كه جنس است مثل حيوان .
ب ) واحد بالنّوع : واحد بالنوع به دو امر يا بيشتر گفته مىشود كه نوع آنها واحد است . مثلا زيد و بكر واحد بالنوع اى نوعهما واحد .
واحد بالنوع با واحد نوعى تفاوت دارد . واحد نوعى به امر واحدى گفته مىشود كه نوع است مثل انسان .
نتيجه : كلمهى واحد در عنوان بحث براى اخراج واحد بالجنس و واحد بالنوع است ( چون در مسألهى اجتماع امر و نهى ، بحث در عمل واحدى است كه دو عنوان دارد و حال آنكه واحد بالجنس و واحد بالنوع دو عمل هستند و در دو عمل نزاعى وجود ندارد . چون تعلق امر به يكى و تعلق نهى به ديگرى بلاشك صحيح است ) نه براى اخراج واحد جنسى و واحد نوعى تا در نتيجه نزاع در مسأله اجتماع امر و نهى منحصر به عمل واحد جزيى شود چنان كه عضدى اين توهم را كرده است « 1 » . بلكه نزاع در عمل واحدى است كه دو عنوان دارد اعم از اينكه جزيى يا كلى باشد .
قوله : « الثانى . . . » .
[ امر دوّم . فرق مسئله اجتماع و مسئله نهى در عبادت ]
فرق مسألهى اجتماع و مسألهى نهى در عبادت :
دربارهى فرق بين مسألهى اجتماع امر و نهى و مسألهى نهى در عبادت چهار
هامش
( 1 ) - ر ك : مطارح الانظار ، ص 128 .