تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
وقت « 1 » و يا لااقل عدم دلالت امر بر وجوب اتيان به واجب در خارج از وقت قطعى است ( دلالت بر عدم يا عدم دلالت ) . 2 ) گاهى تقييد بواسطه‌ى دليل منفصل است . كما اذا قال ( صم ) ثم قال مثلا ( اجعل صومك يوم الجمعة ) . در اين صورت با دو شرط ، دليل واجب دلالت بر وجوب قضاء در خارج از وقت دارد . الف ) دليل واجب نسبت به وقت و خارج از وقت اطلاق داشته باشد . يعنى دالّ بر وجوب فعل باشد مطلقا ( در وقت و خارج از وقت ) . ب ) دليل توقيت اطلاق نداشته باشد . با اين توضيح كه دليل توقيت دو صورت دارد : اول : گاهى اطلاق دارد . يعنى وقت در تمامى مراتب مصلحت ( مرتبه‌ى مؤكّده و غير مؤكّده ) دخالت دارد . اينطور نيست كه وقت در مرتبه‌ى مؤكده و قويه‌ى مصلحت ، دخيل باشد ، بطورى كه با زوال وقت ، قوت مصلحت زايل شود ولى مرتبه‌ى ضعيفه‌ى آن باقى بماند . تأمل . در اين‌صورت اطلاق دليل توقيت مقدم بر اطلاق دليل واجب است كه نتيجه‌ى آن ، عدم دلالت دليل واجب بر انجام عمل در خارج از وقت است . دوم : گاهى اطلاق ندارد . مثل اينكه دليل توقيت لبّى باشد و يا دليل لفظى باشد كه در مقام اهمال يا اجمال است . در اين صورت به اطلاق دليل واجب در اثبات اصل تكليف در خارج از وقت تمسك مىشود و تقييد به وقت بر تقييد بعض مراتب مصلحت كه مرتبه‌ى مؤكده باشد ، حمل مىشود بخاطر متيقن بودن نه بر تقييد اصل مصلحت . نتيجه‌ى اين صورت دلالت دليل واجب بر انجام عمل در خارج از وقت است . « 2 »
هامش
( 1 ) - كانّ القول بالدلالة على ذلك للاخذ بمفهوم القيد الذى هو نظير مفهوم الوصف . ر ك : حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 340 . ( 2 ) - در توضيح كلام صاحب كفايه بيان ديگرى نيز گفته شده است . ر ك : محاضرات ، ج 4 ، ص 64 - اصول فقه ج 1 ، ص 98 .