وقت است .
كبرى : و اللازم باطل ( چون جواز ترك ، منافات با وجوب دارد . اگر در اول وقت و يا وسط وقت واجب است ، پس كيف يجوز تركه ؟ ) .
نتيجه : فالملزوم مثله .
قائلين به اين نظريه ، اوامرى كه در شرع وارد شده و ظاهر آنها توسعهى در وقت است مثل اقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللّيل ، توجيه نمودهاند . « 1 »
2 ) نظريهى مشهور و مصنف : واجب موسع عقلا ممكن و شرعا واقع شده است . و جواب از دليل قائلين به نظريهى اول ، اين است كه واجب ، جامع بين مبدأ و منتهى است « 2 » .
قوله : « ثمّ انه . . . » .
تبعيت يا عدم تبعيت قضاء از اداء :
بحث در اين است كه اگر واجب موقت در وقت فوت شد آيا نفس امر به موقت دلالت بر وجوب اتيان به واجب در خارج از وقت مىكند ( كه در اين صورت قضاء تابع اداء خواهد بود ) و يا اينكه وجوب اتيان به واجب در خارج از وقت محتاج به دليل مستقل غير از امر به موقت است ( كه در اين صورت قضاء تابع اداء نخواهد بود ) ؟
مثال : اگر مكلّف صلوة ظهر را در وقت انجام نداد آيا دليل وجوب صلوة ظهر ، دلالت بر وجوب قضاء ( انجام صلوة در خارج از وقت ) دارد يا خير ؟
عقيدهى مصنف « 3 » اين است كه تقييد به وقت اثباتا دو صورت دارد :
1 ) گاهى تقييد به واسطهى دليل متصل است مثل صم يوم الجمعة .
در اينصورت دلالت امر به موقت بر عدم وجوب اتيان به واجب در خارج از
هامش
( 1 ) - ر ك : معالم ، ص 75 .
( 2 ) - ر ك : محاضرات ، ج 4 ، ص 60 .
( 3 ) - ر ك : فوايد الاصول محقق نائينى ، ج 1 ، ص 236 .