تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
مهم متوجه مىشود و لذا در اين آن ، هم امر به اهمّ موجود است و فعلى و هم امر به مهم . آنگاه مكلّف مىتواند به داعى امر به مهم ضد خاص عبادى را بجاى آورد . اما امر به اهم موجود است بخاطر اينكه امر به اهم مطلق است يعنى بدون شرط است و در جميع الاحوال موجود است . اما امر به مهم موجود است بخاطر حصول شرطش است كه عزم قبلى يا مقارن باشد . قوله : « قلت . . . » .

[ درباره‌ى ترتب وجود دارد : ]

درباره‌ى ترتب ( ترتب يعنى در ضدّين ، امر به اهم مطلق است و امر به مهم مشروط به عصيان امر به اهم و يا مشروط به عزم بر عصيان امر به اهمّ ) دو نظريه وجود دارد : 1 ) نظريه‌ى مرحوم كاشف الغطاء و جمعى از علماء : ترتب ممكن است . دليل اول : در ترتب ، مانع عقلى وجود ندارد به بيانى كه گذشت . دليل دوم : ترتب هم در عرف و هم در شرع واقع شده است و وقوع ، ادّل دليل بر امكان است . از باب نمونه : كما يقول الاب لولده : اذهب هذا اليوم الى المعلّم فان عصيت فاكتب فى الدّار و لا تلعب مع الصبيان « 1 » . 2 ) نظريه‌ى مرحوم مصنف و جمعى از علماء : ترتب محال است .

دليل اول بر استحاله‌ى ترتب : « 2 »

صغرى : ترتب ، لازمه‌اش فعليت امر به اهمّ و امر به مهمّ در آن واحد است . كبرى : و اللّازم باطل ( چون منجر به طلب الضدّين در آن واحد مىشود ) . نتيجه : فالملزوم مثله . توضيح صغرى : امر به مهم مشروط به عصيان امر به اهمّ است - على الفرض - پس امر به مهم رتبة متأخر از عصيان است و عصيان رتبة متأخر از امر به اهم است . پس امر به مهم رتبة متأخر از امر به اهم است . به اين‌صورت : امر به اهم - عصيان امر به اهم - امر به مهم .
هامش
( 1 ) - ر ك : حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 320 . ( 2 ) - دليل دوم در ص 118 مىآيد .