تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله هاى فقهى و اصولى — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
جوارح أو مىباشد ؛ وهمچنان كه اگر انسان چيزى را اراده كند ، حركت اعضا بدون تخلّف ، انجام مىيابد وقابل تخلّف نيست ، مگر اين كه عضوى فلج باشد ، ارادهء اللّه [ تعالى ] نيز قابل تخلّف نيست . ولذا در توصيف اراده ، گفته مىشود : ارادهء محرّك عضلات ؛ يعنى بين اراده وحركت عضلاتِ صاحب اراده ، ملازمه است . ودر قرآن مجيد ، نسبت به ارادهء اللّه [ تعالى ] مىفرمايد : « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ؛ « 1 » يعنى : كار خدا چنين است كه هر چه را بخواهد ، بگويد : باش ؛ پس بلافاصله مىباشد . حال مىگوييم : اگر چنانچه خداوند ، به كسى اين قدرت ونيرو وسلطه را عنايت فرمايد ، كه در برخى از أمور اين جهان ، تصرّف كنند ، تصرّفى خارج از متعارف بشر وبه نحو اعجاز ، همانند تصرّفات فرشتگان ويا تأثيرى نظير تأثير مشيّت الهى ، اين معنا را ولايت تكويني وسلطه وقدرت اعجازى وغير تشريعي مىنامند . واين امر ، در أغلب أنبيا - في الجملة - محقّق بوده ؛ وسعة وضيق اين ولايت ، وابسته به اختلاف مقام پيامبرى است كه با عالم ماوراى حسّ ، مرتبط است . در اين جا به أمور زير به عنوان نمونه ، اشاره مىكنيم : 1 . خداوند ، [ به ] إبراهيم خليل عليه السلام در آن حال كه خواستار زنده كردن مرده در مقابل چشمش مىشود ، چنين مىفرمايد : « ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً » ؛ « 2 » آن‌ها - يعنى مرغ‌هاى كوبيده وممزوج ومخلوط شده - را دعوت كن [ كه ] به سويت مىشتابند . اين‌جا به إبراهيم ، آن نيرويى را مىدهد كه به فرشتهء موكّلِ حيات [ آن را ] داده است ؛ يعنى سلطه‌اى عنايت مىكند كه [ به واسطهء آن ] به اعضاى متلاشى حيوان ، دستور حركت مىدهد [ و ] أو زنده مىشود وبه سوى أو مىشتابد . واين است معناى ولايتِ تكويني بر اشيا .
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيهء 82 . . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 260 . .