متوجّه باش كه پيروان هر مكتب ومَسلكى از جوامع بشرى را امام ورهبرى است [ كه ] به أو تبعيّت دارند واز فروغِ دانشش ، افكارشان روشن وبه راهشان ادامه مىدهند .
وخلاصه : مسئلهء رهبرىِ فكرى ومكتبى ملّت ، خود يك موضوع أصيل ومهم وقابل انفكاك از مسئلهء رسالت ونبوّت وقضاوت ؛ وملازم وادغام شده در مسئلهء حكومت وزعامت وولايتِ انشائى مىباشد ؛ ويكى از جنبههاى ركن ولايت فقيه است كه بيانش خواهد آمد .
وامّا سخن از تكوينِ ولايت تكويني ، يعنى سلطه وقدرت تصرّف ونفوذ ارادهء يك انسان در عالم تكوين وجهان آفرينش ، اگرچه في الجملة ودر برخى از اجزاى عالم باشد ؛ بيان اين گفتار ، اين كه : كلّيّهء جهان هستى - از آسمان گرفته تا سطح كرهء زمين وتمام آنچه در روى زمين است - اوّلًا به ارادهء نافذ ومشيّت اتمّ وغير قابل تخلّف حضرت حق - جَلّ وعَلا - تكوّن يافته ولباس خلقت پوشيده وموجود شده است .
وثانياً به ارادهء آن ذات أقدس ، بقا ودوام دارد ؛ « وَلا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما » . « 1 »
وثالثاً تحت ارادهء أو اداره مىشود ؛ يعنى همهء حوادث وحركت وسكون وقلب وانقلابى كه در آن واقع مىشود - از حركت كهكشانها وسيّارات وبلكه حركتهاى نامرئىِ ثوابت وروييدنِ دانهها [ در ] زير خاك وخزيدنِ حيواناتِ روى زمين گرفته ، تا حركتهاى الكترونها به دور پروتون - زير نظر وتحت اشراف ومشيّت حضرت حق است ؛ وأو است مؤثّرِ مطلق كه برخى را بهوسيلهء فرشتگان ومأموران غيبى وبرخى را به ارادهء مستقلّ خويش ، انجام مىدهد .
وآيات بسيارى ، « 2 » صريح وروشن ، در اين باره ، وارد شده ، كه مناسب است به عدّهاى از آنها ذيلًا اشاره شود :
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 255 . .
( 2 ) . در أصل : « زيادى » . .