وبدين جهت ، انشايى وتشريعي مىگويند كه با لفظ وأنشأ واحياناً با عملي كوچك ، تحقّق مىيابد ؛ ونياز به عمل خارجي وأسباب تكويني ندارد ؛ ومثلًا مانند نيرومندى جسم ، براي كشتىگيرى نيست كه با گفتن ، تحقّق نيابد ، گرچه اعطاى چنين مناصب ، شرايطى را لازم دارد كه بدون آن ، نبايد اعطا شود ؛ لكن بحث در شرايط نيست ، بلكه در تشخيص ماهيّت ولايت وبيان مفاد ومفهوم اين كلمه است .
ب . عمدهء مطلب در تصوّر معناى ولايت انشايى ، توجّه به متعلّق آن است ؛ يعنى [ اين كه ] : سلطه بر چه چيزى و [ يا ] سرپرستى از چه شيئى ويا اشيايى و [ يا ] از چه شخصي ويا اشخاصى ؟
گرچه اين مقدار ، به نحو كلّى ، معلوم است كه : متعلّق سلطه ، يا نفوس است ، ويا أموال ، ويا هر دو . وخارج از اين سه امر نيست ؛ لكن به هر حال ، بايد مشخّص ومحدود باشد . وبدين جهت است [ كه ] مىبينيد : حدود سلطهء افسران در ارتش ، معيّن است ؛ و [ يا ] حدود سلطهء رئيس شهربانى ، شهردار ، فرماندار ، استاندار ، وزرا ، نخستوزير ، رئيس جمهور ، وأمثال آن ، [ همه ] معين ومحدود است .
وروشن شدنِ حدود تسلّط وتصرّف وفعّاليّت آنها ، معناى ولايت آنها را كاملًا روشن مىسازد ؛ وبدين وسيله ، معناى ولايتهاى انشايىِ مختلف كه در اسلام ، براي برخى از افراد جامعه ويا براي همهء افراد آن ، بيان خواهد شد ، واضح مىگردد .
ج . طبق بيان فوق - كه ولايت انشايى از نظر مفهوم ومتعلّق ، تا حدّى روشن شد - مناسب است موارد ومصاديقى از ولايتهاى انشايى جزئي را كه در اسلام ، امضا وتصويب شدهاند ؛ وبه عبارت ديگر ، ولايتهايى كه در ميان همهء جوامع ، به تناسب محيط وعقايد وشؤون زندگانى آنها ، مورد پذيرشاند ؛ واسلام نيز أغلب آنها را امضا نموده ؛ وبرخى را هم خود ، بالاستقلال ، تشريع وأنشأ نموده است ؛ در اين مختصر ، درج شود .
أمور زير ، از آن قبيل است :
1 . ولايت پدر نسبت به فرزندان غير بالغ ؛ وولايت جدّ پدرى ، راجع به نوههاى
رساله هاى فقهى و اصولى — صفحة 398
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩٨