خود ؛ كه هر يك ، در صورت فَقد ديگرى ، ولايت انشايى مستقلّى داشته ؛ ودر صورت اجتماعشان ، ولايت انشايى مشترك خواهند داشت .
وچون توضيح معناى اين ولايت وبيان حدود آن ، در بحث اصلى آينده ، دخالت مستقيم دارد ، بدان جهت مىگوييم :
در تشريع اسلامى ، مثلًا پدر ، مسلّط بر نفوس وأموال فرزندان خويش است ، كه طبق ارادهء خود [ در أمور آنها ] تصرّف كند . واز شؤون وآثار اين ولايت ، آن كه : آنها را به اجبار ، به كارهايى متناسبِ حال خودشان وأدار مىكند ؛ [ مثلًا ] به مدرسه مىفرستد ، به شاگردى وا مىدارد ، براي أو همسر انتخاب مىكند وعقد ازدواجْ جارى مىسازد ، به شغلهاى ديگرى مىگمارد ؛ وخلاصه ، به أموري فرمان مىدهد ؛ واز أمور ديگرى ، نهى مىكند ؛ وگاهى آنها را مورد مؤاخذه وكتك قرار مىدهد . وهمچنين در مورد اموالشان ، گاهى آنها را از تصرّف ، ممنوع مىكند ؛ وخود ، طبق صلاحديد ، تصرّف مىكند ؛ [ مثلًا ] مالشان را مىفروشد ؛ ومال ديگرى مىخرد ؛ [ يا ] تبادل تجارى ، وغير تجارى انجام مىدهد ؛ هبهء شخصي را براي آنها قبول مىكند ، عند اللزوم از اموالشان ، خودش [ به عنوان ] قرض ، بر مىدارد ؛ ويا به كسى قرض مىدهد ؛ ويا نفقه وخرج خود را از مالشان بر مىدارد .
مجموع اين تصرّفات ، كه مربوط به جان ومال آنها است ، از شؤون ولايت وسلطهء پدر ويا جدّ پدرى است . واين سلطه ، از طرف خداوند ، براي آنها أنشأ وتشريع شده است ؛ وگويا خداوند ، فرموده است : « جَعَلْتُ الآباءَ والأجدادَ أولياء لأولادهم » .
والبتّه غرض ، تشريح معناى ولايت انشايى ومتعلّق آن است ؛ ونه بيان شرايط ، كه مثلًا تصرّفات ، بايد بر وفق مصلحت باشد ، وغيره .
2 . ولايت مولا نسبت به بَرده ، در صورتي كه مصلحت ، اقتضا كند . وبردگى در اسلام ، در محيطى محدود وزماني معيّن ، امضا شده است ؛ يعنى در صورتي كه مسلمين با كفّار بجنگند ، قهراً اسراى جنگى ، به عنوان برده ، با شرايط خاصّ ، تحت
رساله هاى فقهى و اصولى — صفحة 399
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩٩