قول چهارم : در بعضى از تفاسير عامّه در تفسير
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ
« 1 » از ابن عبّاس نقل نمودهاند كه گفته : مراد از حديد ، ذوالفقار است ، چرا كه خداوند آدم را از بهشت نازل نمود ، درحالىكه ذوالفقار با او بود و خلقت آن از برگ درخت آس بهشتى است ، پس آدم بود كه با دشمنان خود از جنّ و شياطين محاربه مىكرد .
قول پنجم : ايضا در بعضى از تفاسير و مجمع البحرين است كه اصل آن از آهن بتى بود كه در يمن آن را ستايش مىكردند ، پس جبرييل بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله نازل شده ، عرض كرد : على عليه السّلام را بفرست تا آن بت را درهم شكند . امير المؤمنين عليه السّلام رفت ، آن بت را شكست و از آهن آن ، دو تيغ ترتيب داد كه يكى از آنها ، ذوالفقار است .
قول ششم : آن تيغى از منبّة بن الحجاج السهمى بوده كه در غزوهء بنى المصطلق از او گرفته شد .
قول هفتم : اصل آن ، نصف از سيبى بهشتى بوده كه نصف ديگر آن ، منشاء تكوّن نطفهء شريفهء فاطمهء زهرا عليهما السّلام گرديده ؛ چنانكه در كتاب عرجة الاحمدية الى حضرة الاحديّة كه از تأليفات عالم جليل و فاضل نبيل ، شيخ محمد جعفر بن اسماعيل است كه برادر لسان الوعّاظ و ترجمان الحفّاظ ، جناب حاج ملّا باقر واعظ طهرانى مازندرانى ، مؤلّف كتاب خصايص الفاطميّة ، روح و ريحان و جنّت نعيم كه در احوال حضرت عبد العظيم است ، مىباشد ، بعد از اينكه روايت ميل فرمودن حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله در ليلهء معراج ، سيب بهشتى را نقل فرموده كه به روايت ديگر فرمود : نصف آن سيب را خوردم و از آن ، نطفهء صدّيقهء طاهره بسته شد و امّا نصف ديگر آن ، به قدرت كامل الهى ذوالفقار گرديد ؛ چنانكه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه فرمود : روزى از حجره بيرون آمدم ، صديقهء طاهره در حجره تشريف داشت ، شنيدم كه با كسى حرف مىزند ، داخل حجره شدم و از آن مخدّره پرسيدم : با چه كسى حرف مىزدى ؟
گفت : با برادرم ذوالفقار .
پرسيدم : او چگونه برادر تو است ؟
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 25 .