اسطار تشرق منها الانوار و تذكار لما ورد في اصل ذى الفقار
بدان در اصل شمشير معروف به ذوالفقار ، نظر به اختلاف احاديث ، اخبار و تخالف سير و آثار در ميان علماى اخيار ، اقوال بسيار است .
قول اوّل : در تفسير منهج الصادقين در تفسير آيهء
وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ
« 1 » فرموده : بيشتر مفسّران برآناند كه مراد به حديد در اين آيهء مباركه ، شمشير است . در اخبار اهل بيت آمده : مراد به آن ذى الفقار است كه از آسمان براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نازل شد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله آن را به امير المؤمنين عليه السّلام داد تا با آن با دشمنان خدا قتال كند .
قول دوّم : ايضا در آن تفسير است كه در روايتى آمده : ذوالفقار از جملهء هدايايى بود كه بلقيس نزد سليمان فرستاده بود و آن به دست منبّة بن الحاج افتاد ، روز بدر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام او را كشت و آن را گرفت .
اين ناچيز گويد : اين آن چيزى است كه در تفسير مذكور است و لكن از محيط المحيط بطرس بستانى صاحب دايرة المعارف چنين معلوم مىشود كه عاص بن منبّه شمشيرى ذوالفقار نام داشته ؛ چنانكه حضرت امير نيز تيغى ملقّب به اين لقب داشته و هريك از اينها غير ديگرى است ؛ همانطور كه نام صاحب تيغ اوّل ، عاص بن منبّه است نه منبّة بن الحاج .
فى الكتاب المذكور ذوالفقار سيف العاص بن منبّه قتل يوم بدر و هو ايضا لقب سيف الأمام علىّ بن ابيطالب عليه السّلام و عليه قول الشاعر :
لا سيف الّا ذوالفقار * و لا فتى الّا على
قول سوّم : آن در اصل ، چوبى دو سر يا سعفهاى از خرما بوده ؛ چنانكه ايضا در تفسير سابق الذكر است و به روايتى ديگر ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله چوبى دو سر از درختى برگرفت ، به امير المؤمنين عليه السّلام داد و فرمود : به اين جهاد كن ! چون آن را به دست گرفت ، تيغى دو سر شد ، به وسيلهء آن جهاد مىكرد و دشمنان خدا را مىكشت .
هامش
( 1 ) . سوره حديد ، آيه 25 .