تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
امر پنجم : در تاريخ بحيره چنين آورده : روزى در مجلس هارون الرشيد صفت ذوالفقار و ضرب حيدرى مىكردند ، چون حضّار بيش از حدّ صفت آن شمشير را برشمردند ، هارون خوشش نيامد ، فرمود : فلان شمشير ، فلان شمشير ، فلان شمشير و فلان شمشير را بياوريد و قريب به ده شمشير را نام برد ، در آخر گفت : تيغ بهرام گور ، شمشير سيف ذى بزن و ذوالفقار على بن ابى طالب عليه السّلام را هم بياوريد . وقتى مجموع سيوف را آوردند ، از ميان همه ، ذوالفقار را برآورد و گفت : اين شمشيرى است كه اين‌همه از آن مىگوييد . حضّار آن تيغ را مشاهده نمودند ، شمشيرى به قد و اندازهء شمشيرهاى متعارف و رخ‌رخ ديدند ؛ چنان‌كه گويا آن را پيچيده باشند . عرب رخ را كه به فتح « راء » و سكون « خاء » است و در لغت فرس به معنى شكاف ، رخنه و چاك آمده ؛ فقار مىگويند ، بنابراين آن را ذوالفقار ناميده‌اند . عبارت بحيره با بيان معنى رخ از داعى به لغت فرس تمام شد .

تنقيد بقول سديد

بدان بعد از اين‌كه از اخبار معتبر مضبوط در كتب اعاظم از محدّثين طايفهء امامى - شيّد اللّه اركان مذهبهم - كالشمس في رائعة النهار محقّق و آشكار گرديد كه ذوالفقار از مواريثى است كه نزد امام عصر و حجّت زمان است و يدا به يد از هر امامى به امام ديگر منتقل شده تا به آن حضرت رسيده ، پس بودنش در خزانهء هارون الرشيد مورد انكار ، تكذيب و تنقيد است و آن را جز بر اكاذيب اهل تواريخ و سير و نويسندگان وقايع ، بدون استناد به اصلى معتبر ، نمىتوان حمل كرد . مگر آن‌كه احتمال داده شود چون بعضى از خلفاى امويّه احيانا مواريث نبويّه را از امام معاصر خود مطالبه مىنمودند و آن بزرگواران هم از باب تقيّه و محض خشنودى ايشان ، بعضى از اسلحه و اشيا را به اسم ميراث از پيغمبر آخرالزمان نزد آن‌ها مىفرستادند ، پس از اين اسم خوشحال مىشدند و از تعرّض به آن سروران دين اغماض مىنمودند ، ايشان نيز اندكى مرفّه الحال مىگشتند .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 522 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي