بر كرسىاش نشست ، انتهى .
پس اين روايت قصّاصين و كذّابين صريح است در اينكه خاتم سليمان بالخاصية به دست هركس بيفتد و لو اهرمن و ديو باشد ، قهرا كار سليمان از او بروز و ظهور كند .
[ روايت امام صادق ( ع ) ]
رواية عن بعض التّفاسير الخاصيّة ، مثبتة للخاتم هذه الخاصيّة بدان على بن ابراهيم قمى رحمه اللّه در تفسير « 1 » خود ، روايتى از حضرت صادق عليه السّلام نقل نموده كه صريحا دلالت دارد بر اينكه سلطنت و پادشاهى سليمان منوط و مربوط به خاتم آن جناب بوده ، مضمونا هم با روايت عاميّهاى كه از منهج منقول افتاد ، مطابق است و آن ، اين است كه در تفسير آيهء
فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ
« 2 » الى قوله تعالى
وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
« 3 » كه حقتعالى مىفرمايد : باد را براى سليمان مسخّر گردانديم كه به امر او هرجا كه مىخواست ، نرم جارى مىشد و شياطين را براى او مسخّر كرديم كه عمارتها ، بنا و در دريا غوّاصى كنند ، براى او و ديگران از شياطينى كه بر يكديگر به زنجيرها بسته بودند ؛ گفته است : آنها چند شيطان بودند كه مقيّدشان كرده و بر هم بسته بود ، به سبب آنكه وقتى خدا ملكش را سلب كرده بود ، از او نافرمانى كردند ؛ چنانكه از حضرت صادق عليه السّلام منقول است : حقتعالى پادشاهى سليمان را در انگشترش گذاشته بود ، هرگاه انگشتر را در دست مىكرد ، جميع جنّ ، انس ، شياطين ، مرغان هوا و وحشيان صحرا نزد او حاضر مىشدند و او را اطاعت مىكردند . بر تخت خود مىنشست ، حقتعالى بادى مىفرستاد و تخت او را با جميع شياطين ، مرغان ، آدميان ، چهارپايان و اسبان به هوا به هر جايى كه مىخواست ، مىبرد .
هامش
( 1 ) . تفسير القمى ، ج 2 ، ص 236 .
( 2 ) . سوره ص ، آيه 36 .
( 3 ) . سوره ابراهيم ، آيه 49 ؛ سوره ص ، آيه 38 .