جواب : « جائز أن يتّزر الإنسان كيف شاء إذا لم يحدث في المئزر حدثا بمقراض و لا إبرة تخرجه به عن حدّ المئزر و غرزه غرزا و لم يعقده و لم يشدّ بعضه ببعض و إذا غطّى سرّته و ركبتيه كلاهما فإنّ السّنّة المجمع عليها به غير خلاف تغطية السّرّة و الرّكبتين و الأحبّ إلينا و الأفضل لكلّ أحد شدّه على السّبيل المألوفة المعروفة للنّاس جميعا إن شاء اللّه » « 1 » ؛ جايز است انسان به هر نوع كه بخواهد ، مأزر بپوشد ، اگر با مقراض يا سوزن تغييرى در آن احداث ننموده باشد كه به سبب آن از حدّ مأزر بودن بيرون رود ، سوزن به آن نگذارند و بر آن گره نزنند و بعضى از آن را به بعضى ديگر نبندند . اين زمانى است كه ناف و هردو زانويش را بپوشاند ، زيرا سنّتى كه اجماع بر آن است و خلاف در آن نيست ، پوشاندن ناف و هردو زانو است و دوستتر نزد ما و افضل نزد هركس ، پوشاندن آن است ، به طريقى كه ميان خلق معروف است .
وسايل پرسيده بود : آيا جايز است محرم ، مأزر را به جاى گره يا بند شلوار ببندد ؟
آن حضرت بدين نهج جواب داده : « لا يجوز شدّ المئزر بشىء سواه من تكة و لا غيرها » ؛ « 2 » بستن مأزر با هيچچيز جايز نيست ، خواه با بند شلوار يا غير آن .
سؤال نموده بود : آيا كسى كه متوجّه نماز مىشود ، اين فقره را نيز بگويد : « على ملّة ابراهيم و دين محمد » ، زيرا بعضى اصحاب گفتهاند : اگر « على دين محمد » بگويد ، هرآينه بدعت نموده ، چون اين فقره را در هيچيك از كتابهاى صلوات نيافتهايم مگر حديثى را كه قاسم بن محمد در كتاب خود از جدّش حسن بن راشد روايت نموده كه امام جعفر صادق عليه السّلام به حسن بن راشد فرموده : چگونه متوجّه مىشويد ؟
عرض كرد : چنين مىگوييم : لبيك و سعديك .
حضرت فرمود : از اين نپرسيدم ، بلكه مىپرسم : چگونه مىگويى وجّهت وجهى للّذى فطر السموات و الأرض على ملّة ابراهيم و دين محمد صلّى اللّه عليه و إله و منهاج علىّ بن ابيطالب و الأيتمام بآل محمّد حنيفا مسلما و ما انا من المشركين ؛ به طريق مذهب
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 502 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 159 .