سايل بعد از آن نوشته بود : خدا عزّت تو را دايمى گرداند ! اگر مسايل را برايم بپرسى ، آنها را شرح كنى ، به هريك جواب دهى به طريقى كه عمل بر آن است و در اين باب بر من منّت بگذارى ، خدا تو را سبب همهء خيرات گرداند و آنها را به دست تو جارى بكند ! هرآينه ان شاء اللّه ثواب كردهاى ، خدا عمرت را طولانى و عزّت ، تأييد ، سعادت ، سلامت و كرامتت را دايمى گرداند ، نعمتش را بر تو تمام كند و احسانش را به تو بيفزايد !
هنگام روآوردن مكروه و بدى مرا فداى تو گرداند و پيش از تو به عوضت بميراند !
و الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على محمّد النبى و إله و سلّم تسليما كثيرا .
ابن نوح گفته : اين نسخه را از روى دو رقعهء قديمى كه در آن خط و توقيعات بود ، نوشتم .
[ توقيع دربارهء حج ] 3 نجمة
ايضا در كتاب احتجاج « 1 » گفته : محمد بن عبد اللّه حميرى ، مكتوبى ديگر در سال سىصد و هفتم هجرى خدمت صاحب الزمان - عجل اللّه تعالى فرجه - نوشت و مسايلى از آن حضرت پرسيد ، حضرت جوابهاى آنها را در مكتوب نوشت ، من جمله سؤال كرده بود : آيا جايز است محرم مأزر را - پارچهاى كه با آن ، احرام مىبندند - از پشت تا گردنش - با درازى آن - ببندد ، دو طرف آن را تا كمرش بالا كند ، در تهىگاهش جمع نمايد ، گره بزند و دو طرف ديگر را از ميان پاهايش بيرون آورد ، به تهىگاهش بالا كشد و بر ركينش ببندد - آن دو گوشت كلفت در دو طرف مقعد است - اگر چنين كند ، مانند شلوار مىباشد و عورتينش را مىپوشاند ، زيرا اگر با مأزر اوّل خود را مىپوشانديم ، وقتى سوار اشتر مىشديم ، عورت كشف مىشد و اگر چنين نماييم ، مستور مىباشيم .
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 310 - 306 .