دنيايى كه در اجسام عنصريّهء دنيويّه دوران داشته باشد « و عرّفة القوم بأنّه عبارة عن انتقال النفس من هذا البدن بعد فساده و اضمحلاله إلى بدن مباين له منفصلا عنه في هذه النشأة الدنيويه » .
قايلين به تناسخ بر مذاهب عديدهاند . جماعتى قايل شدهاند نفس انسانى بعد از موت و فساد بدن ، به بدن انسان ديگر منتقل مىشود ؛ مثلا روح زيد بعد از موت به بدن زيد ديگر و هكذا ، اين جماعت به نسوخيّه مسمّا شدند .
جماعت ديگر به انتقال روح انسانى بعد از موت به ابدان حيوانات ، بهايم و حشرات الارض ، هريك به تناسب خود قايلاند ؛ مثلا ارواح سعدا به ابدان حيوانات شريفه ؛ مانند اسب و نحو آن و ارواح اشقيا به ابدان حيوانات شقيّه ؛ مانند سگ و خوك ، روح شخص شجاع مثلا به بدن شير منتقل مىشود و هكذا ، اين جماعت به مسوخيّه مسمّا شدند .
طايفهء ديگر به انتقال ارواح بعد از موت به نباتات از اشجار و گياهها قايل شدهاند ، اين جماعت به فسوخيّه ناميده شدهاند .
قومى ديگر از ايشان به انتقال ارواح بعد از موت به سوى جمادات چون احجار و امثال آن قايلاند ، اين طايفه را رسوخيّه مىنامند .
بنابراين قايلين به مذهب تناسخ چهار طايفهاند : نسوخيّه ، مسوخيّه ، فسوخيّه و رسوخيّه .
قول ديگرى نيز از ايشان نقل كردهاند كه قايلين به آن ، پنجمين طايفه از اهل تناسخاند و برعكس طوايف اربعهاند ، چرا كه من جهة الصعود لا من جهة النزول به تناسخ قايل شدهاند و گفتهاند روح نباتى به بدن انزل مراتب حيوانات ؛ چون دود و كرم و روح انزل حيوانى بعد از فساد بدن او ، مندرجا به بدن حيوانات اشرف از آن ، منتقل مىشود تا آنكه به بدن انسان و روح انسانى و بعد از موت او به جسم ملكى منتقل مىشود .
بطلان تناسخ به همهء معانى مذكور ، اجماعى و ضرورى دين اسلام است ، بلكه تمام
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 821
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٨٢١