لسان اخبار از بيان اين كيفيّت كه عود رجعتكنندگان دفعتا واحدتا يا به تدريج است ، ساكت مىباشد ، كما لا يخفى على المتّبع الخبير و النّاقد البصير ، امّا عود در قيامت ، آن چه ضرورى شرع است و مستشكل گفته ، اين است كه تمام خلق در يك روز مبعوث مىشوند ، امّا كيفيّت بعث آنان به چه نحو است ، معلوم نيست و ظاهرا مورد اين اشكال روز قيامتى را كه مقدار آن ، پنجاههزار سال از سنين ربوبيّه است ، مثل روزهاى دنيا پنداشته ، فلذا چنين اشكالى نموده و در اخبار رجعت رسول صلّى اللّه عليه و إله و امير گذشت كه مراد از اين روز ، روز رجعت نبوى است كه پنجاههزار سال مىباشد .
دوم ؛ تداخل فرع ، تمانع ، تزاحم و بداهت عقليّه تزاحم لوازم اجسام كثيف كه ثقالت و كثافت آنها عايق و مانع از اجتماع آنها گردد و الّا براى اجسام لطيف و اهل عالم لطيف ؛ مثل ملايكه ، موجودات علويّات و زمين محشر مزاحمت و ممانعت نخواهد بود و عقل به اين حاكم است ، نيز شايد شبهه كرد كه ابدان نفوس بشرى به اقتضاى حركت جوهرى ذاتى و سير فلكى در عالم رجعت و قيامت ، لطيف خواهند شد و كثافات اين عالم را از خود خلع خواهند نمود ، چرا كه استعداد خلقتى همين اقتضائات را مقتضى بوده ، براى همين استكمالات و ترّقيّات ، عوالم متعدّد را سير نموده ، باب لطافت را به سوى خود مفتوح فرموده و آنا فآنا بدن خود را لطيف نموده ، تا آنكه آن را بدن رجعتى و قيامتى ساخته .
پس براى اجسام لطيف مزاحمت تصوير نمىشود و به دلايل عقلى و نقلى - چنان كه در جايى مبرهن شده - بدن رجعتى و قيامتى لطيف مىشود ، چون عالم رجعت قيامة فى حدّ ذاتها الطف از اين عالم مىباشند به نحوى كه هرگاه تمام جنّ و انس من الاوّلين و الأخرين مجتمع شوند بههيچوجه مزاحمت ندارند از بسكه آن اجسام شفّاف و لطيفاند ، چرا كه كثافات عايقى و مانعى را از خود دور نمودهاند و مكان و زمان از هردو عالم رجعت قيامت هم مصفّا شدهاند .
چنانكه در قرآن مجيد فرموده :
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
« 1 » ، با آنكه ارض
هامش
( 1 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 48 .