السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ
« 1 » و اين آيه در حقّ مذكورين صادق است .
چنانكه مفادّ آيهء
وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ
« 2 » ايضا دربارهء ايشان صادق است . نيز آنان از مصاديق آيهء مباركهء
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ * فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا
« 3 » مىباشند و اينها كاشفاند از اينكه هنوز در آنها دواعى معصيت و مخالفت باقى است ، اگرچه متعلّقات آن معاصى ، از آنها مرتفع شده باشد .
[ لازمهء رجعت جوار تناسخ ] 6 نجمة
اشكال نهم : لازمهء قول به رجعت و اعتقاد به آن ، قايل شدن به جواز تناسخ و قول به تناسخ كفر است ، چه اشخاصى كه هنگام رجعت به دنيا رجوع مىنمايند ، جسدهاى آنها فانى شده ، در قبورشان نيست ، مگر همان طينت اصلى كه آن لطيف است ؛ مثل عالم آخرت كه اشياى آن تماما لطيفاند ، پس هرگاه به دنيا رجوع نمايند ، لابدّ در غير بدن دنيايى خود رجعت مىكنند و لازمهء اين حرف ، آن است كه آنها در وقت رجوع بر غير حال دنيايى خود بوده باشند تا در اين هنگام بين ايشان و موجودات آن زمان ، مجانست و مؤانستى باشد ؛ اين عين تناسخ و باطل است .
جواب اين اشكال مبتنى بر بيان مذهب تناسخيّه است تا حقيقت جواب از آن فهميده شود .
بدان يكى از مذاهب عاطل باطل ، مذهب تناسخيّه است و آن عبارت است از تعلّق ارواح به ابدان و اجسام ديگر بعد از بطلان ابدان عنصريّه ، در همين عالم محسوس
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 18 .
( 2 ) . سوره نساء ، آيه 18 .
( 3 ) . سوره غافر ، آيه 85 و 84 .