رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
« 1 » و اگر گفته شود اهل قيامت كه توبهء ايشان قبول نمىشود ، بهواسطهء اين است كه آنها از دار تكليف خارج شدهاند ، به خلاف اهل رجعت ، چرا كه ايشان نزد شما داخل در مكلّفين و واقع در دار تكليفاند ، پس چرا بايد توبهء ايشان قبول نشود ؟
جوابش اين است : خداوند دربارهء مردمان مذكور و امثال ايشان به تعذيب و تخليد آنها در نار از روزى جزم و حتم حكم فرموده ؛ چنانكه فرموده :
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً
« 2 » ، حال آنكه بارىتعالى به امكان توبه دربارهء ايشان عالم است و معذلك به قبول نشدن آن دربارهء كسى كه مؤمنى را متعمّدا به قتل برساند ، حكم فرموده ؛
يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ
« 3 » .
[ سرّ عدم توبه مخالفين ]
سرّ حقيقى عدم توبهء ايشان آن است كسى كه در دار دنيا به آن خبايث و رذالت عظيم بود كه مثل على بن ابى طالب يا حسين بن على عليهما السّلام را كشت و يا مؤمن ديگرى را متعمّدا به قتل آورد ، همانا در حقيقت ذات و كونت جبّلت آن مقتضى براى توبه نيست ، چراكه توبه در محلّ قبولش واقع نمىشود مگر از حقيقتى كه در آن پاكى باشد تا مقتضى توبه گردد و اگر صاحب آن خبايت عظيم ، در حقيقت پاكى و پاكيزگى بود ، در دنيا متصدّى قتل مؤمن نمىشد ، پس لعن ايشان و برائت از آنها به جهت علم قطعى عادّى به توبه ننمودن آنها در زمان رجعت واجب است و بر فرض توبه نمودن ، قبول نشدن ، قطعى است ، چرا كه بارىتعالى مىفرمايد :
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 28 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 93 .
( 3 ) . سوره رعد ، آيه 41 .