مىگرداند تا شمشير ما را بر دوش گذاشته ، مهيّاى جنگ شده ، به يارى آن حضرت بيايند . وقتى اين خبر به جمعى از شيعيان ما كه نمرده باشند ، برسد ، گويند : فلان ، فلان و فلان از قبرها مبعوث شدهاند و در خدمت حضرت قائماند .
جمعى از سنيّان به ايشان گويند : اى گروه شيعه ! چه بسيار دروغ مىگوييد ؟ اين زمان دولت شماست و هر دروغى كه مىخواهيد مىگوييد ، نه ، و اللّه ! زنده نشدهاند و تا قيامت زنده نخواهند شد و حقتعالى قول ايشان را در اين آيه حكايت فرموده است .
در تفسير على بن ابراهيم « 1 » بعد از نقل اين مضمون از حضرت ابى عبد اللّه ، فرموده :
به تحقيق قرآن ناطق است به كفر كسى كه رجعت را انكار نمايد ، بعد از بيان در آنجا مىفرمايد :
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا
« 2 » كه مراد از آنان ، منكرين رجعتاند .
[ منافات با حديث « من مات » ] 4 نجمة
اشكال پنجم مخالفين رجعت : اين با حديث مروى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله منافى است كه فرموده : من مات ، فقد قامت قيامته « 3 » ؛ هركس مرد ، قيامتش برپا شده ، پس اگر دوباره به دنيا رجوع نمايد ، معلوم مىشود قيامت او قيام ننموده و الّا به دنيا رجوع نمىكرد .
جواب : اين روايت بر سبيل مجاز بالمشارفه است ؛ يعنى كسى كه مرد ، به تحقيق بر آنچه عن قريب و روز قيامت وارد بر او مىشود ، آگاه شد .
[ چند اشكال ديگر ]
اشكال ششم : روز مردن انسان ، اوّلين روز آخرت و آخرين روز دنياست ، پس اگر
هامش
( 1 ) . تفسير القمى ، ج 1 ، ص 385 .
( 2 ) . سوره نحل ، آيه 39 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 58 ، ص 7 .