اين بهواسطهء آن است كه او عاجز شده از نصرت قول به رجعت بهواسطهء شبههاى كه از مخالفين در خصوص آن اظهار شده است پس چون قادر نشده است بر ردّ شبههء ايشان و از آن طرف هم نتوانسته كه آيات و اخبار و اجماع و حكم عقل را بر حقيّت آن تزييف نمايد لذا آن را تأويل نموده است به اين تأويل باطل چه آنكه رجعت ثابت نشده است به خصوص اخبار آحاد تا آنكه ممكن باشد طرح يا تأويل آنها بلكه ثبوت آن به آيات كثيرهء قرآنيّه و اخبار متواترة المعناى معصوميّه و اجماع از اهل حلّ و عقد از شيعهء علويّه است و مخالفين كه منكر آن هستند منكر اين معنى از رجعت نيستند كه رجوع امرونهى و دولت حقّه باشد در زمان ظهور مهدى و غافل از اين هستند كه التزام به اين معنى همان التزام به احياى اموات و رجوع حضرت رسول و ائمّهء طاهرين است به دنيا پس ايشان فى الحقيقة تكذيبكنندهاند خودشان را به اين اقرارى كه نمودهاند علاوه بر اينها خود ايشان روايت « لتركبنّ سنن من كان قبلكم حذ و النّعل بالنّعل و القذة بالقذة حتّى انّهم لو دخلو حجر ضبّ لدخلتموه » را به طرق عديده نقل نمودهاند چنانكه در نجمهء هفتم از برج نهم مفصلا مذكور شد و نظر به مفاد اين روايات چون در امم سابقه رجعت اموات به دنيا واقع گرديده و خودشان اعتراف به اين دارند چنانچه در بروج سابقه سمت تحرير يافته پس بايد در اين امّت نيز واقع شود زيرا كه سنّة اللّه فى الاوّلين جاريه است در آخرين فلن تجد لسنّة اللّه تبديلا و لن تجد لسنّة اللّه تحويلا و سنّة الجارية لا تنقطع .
[ فناى اجل و فناى رزق ] 3 نجمة
اشكال سوّم مخالفين بر رجعت آن است كه آنان كه مردهاند نمردهاند مگر بعد از فناء اجلها و رزقهاى خود زيرا كه آنها پيش فناى آجال و ارزاق خود نمىميرند بلكه آنان چناناند كه خداوند دربارهء ايشان فرموده
أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ