تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
محدودى كه عالم اللّه گذشته باشد كه آن بعد از انقضاى زمان رجعت او است چه آن‌كه مقتضاى دار تكليف همان است كه دار قيامت نباشد پس بنابراين دار دنيا و دار رجعت هر دو دار تكليف‌اند و بودن رجعت‌كننده فرع تكليف او است از عناصر و اعراض متغيّره و اين است جز اين نيست كه تكليف از براى تعديل نظام احوال مختلفهء مكلّف است به اختلاف تركيب و اعراض آن‌چنانه‌اى كه آن متاع و استعداد است از براى سفر آخرت كه آن دار جزاست و اصل اوّليّه بر جواز تكليف همين است كه ذكر شد و بقاى آن را در زمان رجعت استصحاب و شغل ذمّهء او به اين استصحاب به تكليف ثابت مىداريم و اگر مسلّم داشته باشيم به تكليف توقّف بر اخبار مخبر صادق صاحب معجزه داشته باشد پس آن موجود است و رجعت در نزد ما دار تكليف است نه دار جزا و اگر مخالف بگويد كه شما روايت مىنماييد كه در زمان رجعت صاحب خلايق با حسين بن على بن ابى طالب است و در دار آخرت يا بعث به سوى بهشت است و يا رفتن به جهنّم و اين منافى با نصّ قرآن و سنّت و اجماع است كه جزا و حساب در دار آخرت است جوابش اين است كه به تحقيق ثابت شده عقلا و نقلا و وجدانا اين جزا اوقات آن مختلف است به اختلاف مراتب اسباب و مسبّبات آن پس يك قسم از مجازات آن است كه در دنيا واقع مىشود و قسم ديگرش آن است كه در رجعت واقع مىشود و قسم ديگرش آن است كه در دار آخرت واقع مىشود و آن‌چه در روايت وارد شده كه حساب خلايق در رجعت با حضرت امام حسين است او آن حساب و مجازاتى است كه بايد در زمان رجعت واقع شود چه آن‌كه از آن زمان تعبير شود به زمان رجعت يا تعبير برزخ و آن‌چه را كه مخالف گفته جزا در روز قيامت است كما لا يخفى .

[ ضعف سند و دلالت ] 2 نجمة

اشكال دوّم مخالفين بر رجعت آن است كه قول به آن قولى است به غير دليل معتبر