و معتمد على زيرا كه آنچه به او استدلال شده است بر حقيّت آن اخبار آحادّ ضعيفه است سندا و دلالة امّا ضعف سند آنها پس ظاهر است چه آنكه آنها را روايت ننمودهاند احدى از صحابهء معتمدين و الّا هرآينه آنها را روايت مىنمودند علما در كتب صحاح خود و امّا ضعف دلالت پس بنابر تسليم قبولى آنها از جهت ورود صرحة الدّلالهء بر مقصود نيستند زيرا كه محتمل است كه مراد به رجعت رجوع دولت باشد در نزد قيام قائم كه در اخبار به آن وعده داده شده و ما نيز قائل به آن هستيم چنان كه در صحاح اخبار وارد شده كه « لو لم يبق من الدّنيا الّا يوم واحد لطوّل اللّه ذلك حتّى يخرج رجل من ولدى اسمه اسمى و اسمه ابيه كاسم ابى فيملاء الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا انّه » آنكه مراد رجوع ممات به دنيا باشد چنانكه مدّعاى شماست .
و جواب آن اين است كه ما بهواسطهء صدور اخبار متكثّره متظافرهء از اهلبيت عصمت و طهارت قايل به آن شدهايم كه آنها تواتر معنوى را حاوىاند . پس به تحقيق مكرّر شده است ذكر رجعت اموات به دنيا در احاديث و ادعيه و زيارات واردهء از آن بزرگواران چنانكه شرذمهاى از آنها را ما در بروج سابقه نقل نموديم و ثبوت آن به درجهاى است كه اگر كسى تتبّع نمايد در آثار آن بزرگواران علم قطعى پيدا مىكند با رجعت در نزد ايشان از متمّمات ايمان است و قول به رجعت از شما آن بزرگواران است و به تحقيق كه تفسير نموده و يا تأويل فرمودهاند از آيات قرآن را به رجعت زيادتر از آنچه تفسير و تأويل نمودهاند از آيات آن به يوم قيامت و نقل به اجماع شده است از شيعهء اثنا عشريّه بر وقوع آن و اجماع حجّت است زيرا كه آن كشف از قول معصوم مىكند علاوهء بر اينها خود رجعت امرى است ممكن و مقدور و به تحقيق كه صادقين عليهم السّلام و قرآنى كه كلام ملك علّام است خبر به آن دادهاند و هرچه را كه قرآن و صادقين خبر بدهند به وقوع آن و آن فى حدّ نفسه ممكن و مقدور باشد پس آن حقّ است و كلام علماء ما اماميّه متطابق و متوافق است بر وقوع آن و امّا قول كسى كه تأويل نموده است رجعت را به رجوع دولت و امرونهى نه رجوع اموات به دنيا پس
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 812
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٨١٢