علاوه در تصوّر عقلايى هم اشكال دارد . چگونه در يك محل ، ضدّين يا تقابل عدم و ملكه باهم جمع شود و الّا تضاد و تقابل معنى ندارد و اين خلف است .
از اين اشارات آشكارا شده كه تمام مكلّفين من آدم الى الخاتم غير از مستضعفين ، يا مؤمن محضاند يا كافر محض . مؤمن مخلوط به كفر موضوع ندارد تا از خبر مستثنى شود كه رجعت براى آنها ميسّر نگردد ، مگر مستضعفين كه آنها به هيچكدام متّصف نگرديدند ، خارج از موضوع خير بودند و به استثنا احتياج نداشتند . از اينجا مىتوان گفت ، خبر مفهوم ندارد و در مورد غالب وارد گرديده .
[ ادلّه اربعه بر اثبات رجعت ] 14 نجمة
امّا الدليل بر اثبات رجعت : مخفى نماند ادلّهء اربعه ؛ يعنى كتاب ، سنّت ، اجماع و عقل ، حاكم بر رجعت مىباشد . آيات قرآنى دالّ بر رجعت ، زياده بر يك صد ، بلكه به دويست مىرسد كه از تفسير معصومين عليهم السّلام به رجعت ترجمه گرديده ، به علاوه بعض آيات ، ظهور در رجعت داشته ، بلكه به دلالت اقتضا ، صريح در آن شده ؛ مانند
وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ
« 1 »
وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا
« 2 » زيرا اگر رجعت نبود ، پس از ارتحال از دنيا ، موطن عود ارواح ، منحصر در قيامت مىشد و براى عذاب ادنى محلّى نبود ؛ چون قيامت محلّ عذاب اكبر بود و دنيا هم ، قبل از ارتحال ، مورد عذاب نيست .
بناء على هذا ، اگر عالم بين العالمين و برزخ بين دنيا و قيامت ؛ يعنى عالم رجعت نبود ، ذكر عذاب ادنى لغو و بىفايده مىشد ، همچنين حشر روز قيامت كبرا براى عموم بندگان خدا خواهد بود نه اينكه مخصوص فوج ؛ يعنى گروهى از هر امّت باشد ، پس مستفاد مىشود كه بين دنيا قبل از فنا و قيامت كبرا ، عالم ديگرى خواهد بود كه برزخ
هامش
( 1 ) . سوره سجده ، آيه 21 .
( 2 ) . سوره قصص ، آيه 83 .