تخصيص به قومى دون قومى و به امّتى دون امّتى و شخصى دون شخصى نيافته ، هرچند در خبر آمده ، اين منصب عظمى و موهبت كبرا را تخصيص به من محض الايمان و محض الكفر داده ، براى متوسّطات بالفحوى نفى نموده الّا آنكه قابل تأويل خواهد بود ، طورى كه با عموم دعوى جمع خواهد شد ، چون مراد از خبر ، منع و نفى مستضعفين از مجانين و ضعفاء العقول خواهد بود كه خداوند براى آنها در دار دنيا تكليفى معيّن نفرموده ، تكاليف آنها را در قيامت كبرا معيّن فرموده ، در رجعت دنيا هم مقرّر نشد ، در دنيا براى آنها اوليا تعيين شد ، رجعت هم براى اولياى آنها خواهد بود ، زيرا رجعت در دنيا خواهد شد و احكام دنيا به هم اختلاف نخواهند نمود .
از اين نكته ، هويدا گرديده كه تمام مخلوقات من الاوّلين و الاخرين يا ممحّض الايمان مىباشند يا ممحّض الكفر ، قسم ثالث ندارد كه ايمان مشوب به كفر باشد ، چون معيار و ميزان تميز مؤمن از كافر ، ولايت و محبّت محمد و آل محمد شده ، محبّت و مودّت ايشان ، ترازوى عقايد و اعمال عقايد و اعمال موجودات گرديده ، خداوند تمام مخلوقات ، من الآدم إلى الخاتم را به محبّت ايشان امتحان نموده و لذا انبيا و اوليا از شيعيان ايشان محسوب شدهاند .
خداوند هم در قرآن فرموده :
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
« 1 » ، تمام مؤمنين من الأوّلين و الآخرين و من الأنبيا و المرسلين از شيعيان ايشان خواهند بود .
بالبداهت امّت آنها به طريق اولى و تمام منافقين و جاحدين من الأوّلين و الآخرين از اعدا و معاندين ايشان خواهند شد . اگر امكان قسم ثالث بود ، قاعدهء موازين بودن محمد و آلش به هم مىخورد ، چون تخلّف برمىدارد ، حال آنكه در زيارت ، « السلام على ميزان الأعمال » « 2 » خوانده مىشود ، در هر صورت ميزان تشخيص سعيد از شقى و مؤمن از كافر به ولايت شده ، شبهه ندارد .
بالبداهت محبّت و ولايت ، تفكيك بردار نيست و شايستهء امتزاج نمىباشد ، به
هامش
( 1 ) . سوره صافات ، آيه 83 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 97 ، ص 287 .