بداهت عقل و آيات و اخبار ، ناصّ بر آن است ، مقصود از رجعت ، تلافى و انتقام كشيدن از ظالمان و مجازات و مكافات ايشان است ، پس هرگاه توبه كنند و مجازات به عمل نيايد ، برگرداندن ايشان به دنيا بىفايده خواهد بود .
به علاوه نفسى كه در خبايث به منتهاى مرتبه رسيد ، خود را از سنخ عالم سجيّن قرار داد و استعداد فطرى خود را ضايع نمود ، در اين عالم انبيا و اوصيا به جهت هدايت خلق مبعوث شدند ، آنهمه رياضت كشيدند و نتوانستند ايشان را هدايت كنند ، بلكه بر طغيان ، تمرّد و عصيان افزودند و مفاسدى از ايشان صادر شد كه تا دامن قيامت آثار آن محو نگردد ، آنها به همين حال مردند و از دنيا رفتند .
ثانيا قابليّت و استعداد هدايت ايشان چگونه افاضه مىشود و چگونه ماهيّات خبيثهء ايشان قلب مىشود ، چون عالم تربيت و خروج از قوّه به فعل ، اين عالم بود . در اين عالم ، آنچه از لوازم ماهيّات خبيثهء ايشان ، از مفاسد عامّه و شرور غيرمحصوره بود ، از قوّه به فعل آمد و بعد از مردن ، ديگر تربيت و افاضهء استعداد و قابليّتى نخواهد بود كه در حيات ثانى از قوّه به فعل آيد . ميدان سخن در اين مقام وسيع است و اين كتاب را زياده بر اين ، بسط نيست .
[ تفسير و شرح كلمه رجعت ] 13 نجمة
فاضل معاصر دانشمند الشيخ روح اللّه المازندرانى البارفروسى در كتاب كاشف الريبه في اسرار الغيبه فرموده : ريب معروف در مذهب جعفرى ، مسلك علماى اثنا عشرى و اعتقاد عوامى ، به عود ارواح در اجساد ، پيش از قيامت كبرا مىباشد ، در اصطلاح و بيان امناى دين ، نام اين عود را رجعت نهادند .
معنى رجعت چيست ؟ كشف بديهى در عرف و لغت است . معنى لفظ رجعت ، عود شى به محلّ خود است ؛ پس از اينكه در آن محل بود و خارج شد . بهعبارت ديگر ، برگشتن هرچيز به مركز خود است ، چون در اينجا نفس ناطقهء انسانى و روح