شده ، بيش از حدّ تواتر است و جمعى از علماى شيعه ، كتابها و رسالهها در اين باب نوشتهاند ، حال از ضروريّات مذهب شيعه مىباشد و انكار آن ، انكار تشيّع است .
[ جواب شيخ مفيد به مباحثه معتزله ]
ايضا در آن كتاب بعد از اينكه مباحثهء بعضى از معتزله را با شيخى از اصحاب ما اماميّه نقل نموده - چنانكه آن را در نجمهء دوّم اين برج نقل نموديم - فرموده : خلاصهء بحث اين است كه با وجود رجعت قطع بر نيكى و بدى شخص صحيح نيست . شيخ مفيد دو جواب داده است .
حاصل جواب اوّل : رجعت امرى سمعى است ؛ يعنى به احاديث و اجماع اهلبيت ثابت شده و عقل در اثبات آن مدخليّتى ندارد ، هرچند بر امتناع آن نيز دلالت نكند و احتمال توبه و حسن خاتمهء اشخاص مذكور و غيرايشان ، احتمال عقلى است و ادلّهء سمعى ؛ چنانكه بر رجعت دلالت دارد ، بر مخلّد بودن ايشان در نار ، سوء خاتمه و لعن و معذّب بودن به انواع عذابها نيز دلالت دارد ، بلكه پيش از احاديث رجعت به طرق عامّه و خاصّه و از ضروريات دين است و همان احاديث دالّ بر رجعت نيز ، بر كفر ، سوءحال و كشته شدن ايشان در دست قائم ، امام حسين و امير المؤمنين عليهما السّلام دلالت مىكنند ؛ چنانكه از تامّل در اخبار مذكور و غير آن ، به جهت منصف قطع حاصل شود ، پس بر فرض ثبوت رجعت ، اين احتمال ممكن نيست .
حاصل جواب دوّم : از اخبار رجعت ، ظاهر مىشود حال ايّام رجعت ، حال روز قيامت و ساعت مردن است كه هرگاه فرضا توبهاى اتّفاق بيفتد ، مقبول نيست ؛ مثل ايمان فرعون درحالىكه عذاب را مشاهده كرد . از آن جمله اخبار بسيارى از ائمّهء اطهار در تفسير
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً
« 1 » وارد شده كه مراد ، ظهور قائم آل محمد است .
در آن كتاب است كه مؤلّف گويد : فعل لغو و عبث از حكيم صادر نمىشود و آنچه
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 158 .