چند مقدّمه است .
بدان خداوند واهب العطايا مفيض ، يعنى فيضدهنده و مخلوقات ، مستفيض ؛ يعنى اخذكنندهاند و به ناچار بايد ميان مفيض و مستفيض مناسبت و ملايمتى باشد ، زيرا اگر مفيض و مستفيض به هيچوجه باهم مناسبت نداشته باشد ، وصول فيض از مفيض به مستفيض محال و ممتنع مىباشد و چون خداوند يگانه در نهايت تجرّد و مخلوقات در غايت تعلّقاند ، پس از اين جهت باهم مناسبت و ملايمت ندارند . « أين التراب و ربّ الأرباب » ، لذا در وصول فيوضات از خداوند كردگار به مخلوقات ، ناچار است از واسطهاى كه براى او جنبهء تجردّى و جنبهء تعلّقى باشد ؛ يعنى از يك جهت مجرّد و بى علاقه و از جهت ديگر صاحب علاقه باشد ، به جنبهء تجرّد ، از مبدأ فيّاض اخذ كند و به جنبهء تعلّق ، به مخلوقات رساند .
چنين واسطهاى جز امير المؤمنين نيست ، زيرا او ولىّ مطلق و از ساير مخلوقات به مبدأ نزديكتر است ؛ او اوّل مخلوقى است كه از مشيّت الهى صادر گشته ؛ چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « اوّل ما خلق اللّه نورى أنا و علىّ من نور واحد » ؛ « 1 » اوّل چيزىكه خدا آفريده ، نور من است ، من و على از يك نوريم .
لازم اين دو معنى ، اين است كه همين ، واسطهء آن حضرت باشد نه غير او ، زيرا اين واسطه بايد فوق همهء مخلوقات شود و اين با ولىّ مطلق و اقرب بودن آن حضرت به مبدأ ، منافات دارد . پس آن حضرت به جنبهء نورانيّتش ، با مبدأ و به جنبهء جسمانيّتش ، با مخلوقات مناسب است .
پس اى عزيز ! بايد دانست آن مولا در امور معاش و معاد عباد ، طريق خدا به سوى خلق است به اين معنى كه خداوند چون به سبب اولاد معصومين او ساير مخلوقات را آفريد ، به ايشان روزى داد ، ساير امور معاش را براى ايشان مهيّا ساخت و تكاليف اصولى ، فروعى ، ظاهرى و باطنيّهء خود را به وسيلهء ايشان به بندگان خود رساند ، نيز آن مولا در مقبول بودن اعمال عباد ، طريق خلق به سوى خدايند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : معانى الاخبار ، ص 56 ؛ روضة الواعظين ، ص 129 .