تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
حدّ ، بيرون و از عدّ ، افزون است . پس از آن مىفرمايد : من اسماى حسناى الهى ، امثال عليا و آيات كبرا هستم ، استخراج يواقيت اين مقاصد از معدن تحقيق و التقاط لئالى اين مضامين از بحر تدقيق به نقّاد سفينهء عقول و اوهام ، از گرداب اين كلام اعضال نظام و استخلاص متحيّران و سرگشتگان وادى كلمات صعوبت انجام ، به طرزى كه مطابق دين اسلام و احاديث امام انام عليه السّلام باشد ؛ چنان است كه اسماء جمع اسم است و اسم ، به هرچيزىكه بر مسمّا و معنى خود دلالت نمايد ، گفته مىشود و اين ، منقسم بر چهار نوع است . اوّل : لفظ ، چون لفظ زيد كه هنگام تلفّظ بر معنى مقصود كه ذات آن شخص باشد ؛ دلالت مىكند . دوّم : نقش ، مانند نقش زيد كه نوشته مىشود و شكّى نيست كه اين نقش ، به لفظ زيد دلالت مىكند كه معنى موضوع‌له او است يا اين‌كه مىگوييم اين نقش نيز ، به ذات آن شخص دلالت دارد ، هرچند اين دلالت ، به‌واسطهء لفظ زيد است ، به اين معنى كه ذهن از مشاهدهء نقش ، اوّلا به لفظ زيد منتقل مىشود و از لفظ زيد ، ذات تشخّص انتقال مىيابد ، پس اين نقش اوّلا و بالذات بر لفظ زيد و ثانيا و بالعرض بر ذات تشخّص دلالت دارد . سوّم : مفهوم و صورت ذهنى كه با صورت خارجى مطابق است ؛ مثل مفهوم لفظ زيد ، زيرا سواى ذات با تشخّص زيد ، صورتى براى وى در ذهن موجود است و آن از حيث عوارض و مشخّصات با صورت خارجى او مطابق است و شكّى نيست كه صورت ذهنى بر صورت خارجى دلالت دارد ، به اين معنى كه ذهن به ملاحظهء صورت ذهنى به صورت خارجى كه ذات با تشخّص است ؛ انتقال مىيابد . چهارم : هر موجود خارجى كه مظهر موجود خارجى ديگر باشد ، شكّى نيست كه ذهن از ملاحظهء موجود خارجى اوّل كه مظهر است به موجود خارجى ثانى منتقل مىشود . چون اين مطالب را تمهيد نموديم ، گوييم : آن مولا به اعتبار قسم چهارم ، اسم