كجاست كه اولياء اللّه به سوى آن متوجّه مىشوند .
تمثالى براى توضيح اين مدّعا ذكر كنيم ؛ اگر كسى در پشت ديوار سخن گويد ، تو آن را بشنوى و بههيچوجه او را نشناسى ، در آن حال اگر بخواهى او را ندا كنى و بخوانى ، بايد سخن گفتن او را كه اثرى از آثار او است برايش جهت علم و عنوان قرار داده ، او را بخوانى و بگويى : يا متكلّم ! يعنى اى سخن گوينده ! چنانكه در اينجا به احوال آن شخص ، سواى سخن گفتنش معرفت ندارى ، لذا سخن گفتن او را جهت علم و عنوان قرار داده ، او را ندا مىكنى .
همچنين در ما نحن فيه به واجب تعالى به هيچوجه از وجوه ، جز آثار افعال او و ظاهرترين اثرش معرفت ندارى ؛ چنانكه مذكور شد ، نور پاك آن بزرگوار است ، پس بايد در مقام توجّه به واجب تعالى او را جهت علم و عنوان قرار داده ، به كبرياى الهى متوجّه شويم . خاك بر فرق من و تمثيل من !
[ عبارتى از دعاى ندبه ] 5 نجمة
ايضا امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : من صراط خدايم . صراط به معنى طريق و مراد از طريق خدا ، شريعت او است ، چون همهء احوال و افعال آن حضرت ، مطابق شريعت غرّاست ، لذا اطلاق صراط خدا بر او ، صحيح مىباشد .
چنانكه در دعاى ندبه وارد شده : « و لو لا أنت يا على لم يعرف المؤمنين و كان بعده هدى من الضلال و نورا من العمى و حبل اللّه المتين و صراطه المستقيم » ؛ يعنى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : يا على ! اگر تو نباشى ، هرآينه مؤمنان شناخته نمىشوند و از ديگران تميز نمىيابند . آن حضرت بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، هدايتكنندهء خلايق از گمراهى ، نوربخش ديدههاى كوران و ضلالت ، ريسمان محكم خدا و راه راست او بود .
اين معنى ، بنابر ظاهر است . بعد از تأمّل و تدقيق نظر گوييم : آن حضرت هم ، طريق خدا به سوى خلق و هم طريق خلق به سوى خداست . بيان اين مقصد ، موقوف به تمهيد