قدرت اظهر است ، چرا كه اخراج ماء به ضرب عصا بر جنس حجر ، هر حجرى كه باشد ؛ ادلّ بر ثبوت نبوّت موسى عليه السّلام از اخراج ماء از حجرى معيّن و مخصوص مىباشد ، چون احتمال مىرود توهّم شود اين خاصيّت كه اخراج ماء است ، در اين حجر مخصوص است ؛ مثل خاصيّت جذب حديد در حجر مغناطيس .
از فاضل كاشانى عجب است كه با اينكه خود از اعاظم علماى شيعهء اثنا عشريّه است كه آنها اعتقاد دارند آن حجرى مخصوص و معيّن است كه در سفط امام عصر مىباشد و آن را در وقت ظهور به حسنى ارائه مىفرمايد ؛ در تفسير منهج الصادقين بعد از نقل اين قول ، گفته . اين قول اظهر در حجّت و ابين در قدرت است مگر آنكه گفته شود اين فرمايش از ايشان نيست ، بلكه از تتمّهء كلام بعضى از مفسّرين عامّه است كه ايشان كلام او را نقل فرمودهاند .
كيف كان ممكن است در جمع ميان آنچه از احاديث و اخبار از تشخّص و تعيّن آن معلوم مىشود با مختارين بعض ، گفته شود : در اوّل استسقاى قوم از موسى عليه السّلام آن جناب عصا را به هر سنگى كه مىزده ، ماء اخراج مىنموده و پس از اينكه اين معجزه براى جنابش نزد قوم ، ثابت و محقّق شد ، آنگاه حجرى معيّن را اختيار فرموده باشد كه الحال نزد حضرت ولىّ امر - عجّل اللّه تعالى فرجه - است .
[ بيان قرطبى از انفجار ماء ]
برقان فيها فرقان اوّل : قرطبى در تفسير « 1 » خود آورده : آنچه از انفجار ماء و نبع آن از ميان انگشتان حضرت خاتم النبيّين وارد شده ، در مقام اعجاز اعظم از نبع ماء از حجر موسى عليه السّلام است ، چرا كه ما مشاهده مىكنيم شبانهروز آبهايى از ميان سنگها نبعان مىنمايد و لكن اين معجزهء پيغمبر ما كه نبعان ماء از ميان اصابع شريفش باشد از هيچيك از پيغمبران پيش از آن جناب وقوع نيافته ، زيرا معهود نيست آب از ميان گوشت و خون
هامش
( 1 ) . تفسير القرطبى ، ج 1 ، ص 421 .