آن جناب امّ فروه را به خانهء شوهرش فرستاد ، دو پسر ديگر از او متولّد شد و شش ماه بعد از شهادت امير المؤمنين عليه السّلام زنده بود ، پس از آن ، به جوار رحمت الهى و اصل گرديد . صاحب كتاب ثاقب المناقب نيز اين معجزه را به نحو تلخيص و اختصار ذكر نموده .
[ نقلى از شيخ حرّ عاملى ( ره ) ] 5 نجمة
مستغرق بحار رحمت خداوندى ، مرحوم فاضل دربندى در جواهر الايقان از مرحوم شيخ حرّ عاملى نقل نموده كه ايشان از كتاب مجمع البحرين در مناقب سبطين كه از تصانيف سيّد اجلّ اكرم ، سيّد ولى اللّه ، پسر سيّد نعمت اللّه حسينى است ، نقل نمودهاند : پادشاهى صاحب ثروت و دولت و مالك عظمت و شوكت از پادشاهان چين بود . پادشاه ، وزيرى در نهايت كفايت و درايت و بسيار كاردان و مدبّر و نيز آن وزير پسرى در كمال حسن و جمال داشت كه ماه شب چهارده نمونهاى از رويش و شب يلدا نمونهاى از زلف سياهش بود ، پادشاه پسر وزير را بسيار دوست مىداشت و هميشه با آن پسر نرد محبّت و شطرنج عشق مىباخت .
پادشاه دخترى داشت كه زليخاى زمان ، بلقيس دوران و بهترين زنان ايّام خود در نهايت وجاهت بود و او را بيش از حدّ دوست مىداشت . روزى دختر پادشاه چشمش به پسر وزير افتاد و پسر وزير دختر پادشاه را ديد ، عاشق يكديگر شدند و پنهانى باهم عشقبازى مىنمودند .
مدّتى بدين منوال گذشت و بعد از مدّتى پادشاه مطّلع شد كه پسر وزير با دخترش راهى دارد . هردو را احضار نموده ، امر به قتل هردو امر فرمود . به امر پادشاه هردو را به قتل رساندند . پادشاه بعد از كشتن آنها پشيمان شده ، به جهت شدّت محبّتى كه به هردو داشت ، پريشانحال گرديده ، پس امر نمود ، وزير ، علما ، اعيان و اكابر دولت خود را حاضر كردند ، آنگاه قضيّهء كشته شدن دختر پادشاه و پسر وزير خود را بيان