تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
بيرون آمد و با اعزاز و اكرام تمام او را داخل عمارت سلطان نمود . سپس پادشاه امر نمود نعش دختر و نعش پسر را به قبّه‌اى كه خليفة اللّه در آن نشسته بود ، بياورند . پادشاه به امام حسن مجتبى عليه السّلام عرض كرد : از خداوند عالميان بخواهيد اين‌ها را زنده كند . آن حضرت به خلّاق عالميان عرض كرد و گفت : خداوندا ! به حقّ جدّم مصطفى ، پدرم على مرتضى ، مادرم فاطمهء زهرا و برادرم سيّد الشهدا اين‌ها را زنده گردان ! پس به دعاى آن حضرت ، هردو زنده شدند . مجلس عقد فراهم آورده ، آن حضرت دختر پادشاه را به عقد پسر وزير درآورد ، عروسى ملوكانه‌ايى نمودند .

تكملتان تذكر فيهما ترجمتان الاولى

مرحوم محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، در كتاب المأثير و الاثار در ترجمهء مرحوم فاضل دربندى - قدّس اللّه روحه - چنين تذكار نموده : آقا خوند ملّا آقاى مجتهد دربندى ، صاحب خزاين ، اسرار الشهادة ، سعادات ناصرى و غيره كه در شهرت ، اعتبار ، نفاذ امر ، انتشار صيت و علوّ قدر ، تالى حضرت شيخ الكلّ ، حجّة الاسلام حاجى شيخ مرتضى الانصارى - قدّس اللّه سرّه العزيز - گمان مىشد ، در حشمت ، شكوه ، مهابت و دليرى ميان ابناى سلسلهء علميّه امتيازى بيّن داشت ؛ زخمى از فرقهء بابيّه بر صورت شريفش بود ؛ بعد از چندين سال محاورت مشاهد مقدّسهء عراق ، به دارالخلافه آمد و مقدم مكرّمش به انواع تشريفات و احترامات پذيرفته شد . ايّام عشر اوّل محرّم هر سال ازدحام عجيبى پاى منبر او مىشد و در روز عاشورا مخصوصا از وى ، عادات ديوساران در جوامع و موّاج تعزيه‌داران به صدور مىرسيد ، بىاختيار عمّامه بر زمين مىزد ، گريبان چاك مىداد و بر سر خاك مىريخت . الغرض ! در حبّ اهل البيت عليهم السّلام رتبه‌اى رفيع و در تعصّب شريعت مقدّسه مقامى منيع داشت . فوت وى در سال هزار و دويست و هشتاد و شش هجرى در دارالخلافهء